تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 7:7 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

گئچی قالاسی (پلوداغی)

زمان:جمعه 7 آذرماه 1393

موقعیت جغرافیایی : استان آذربایجانشرقی ، شهرستان جلفا

نوع برنامه : کوهنوردی  ، سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

گئچی قالاسی  : این کوه به ارتفاع 2050 متر در شهرستان جلفا قرار داردکه بصورت توده نفوذي ولكانيكي به سن پليوسن(5-2 ميليون سال قبل) از جنس داسيت و گرانوديوريت مي باشد، كه در ضمن فوران باعث قرارگيري رسوبات آهكي، سيلتي و مارني كرتاسه و كنگلومراي قرمز پليوسن بصورت جانبي شده است . در دامنه غربي اين كوه چشمه جوشان و گازدار زيبايي وجود دارد كه علاوه بر جوشش و گازدار بودن صداي بخصوصي مانند خرناس از آن بگوش مي رسد. افزون بر آن دو حوضچه در قسمت زيرين اين چشمه تشكيل شده كه با زیبایی خاصی جلب نظر می نماید. در قسمت پائين و امتداد آن به طرف غرب سنگهاي آهكي به رنگ سفيد، كرمي ، ليمويي و زرد آهن دار منظره جالبي را ايجاد نموده و يك دامنه آهكي بسيار زيبا مركب از همين رنگها در پائين دست بوجود آمده است ،لازم به ذكر است سنگ آهك مذكور از نوع تراورتن بوده و در زمان نه چندان دور محل برداشت سنگ نما بوده و بقاياي آن موجود است. علاوه بر آن خرده سنگهايي از جنس داسيت و گرانوديوريت و همچنين سنگ اونيكس كه برنگ زرد مايل به سبز روشن  در اثر دگرگوني همبري سنگهاي آهكي با همين توده آذرين بوجود آمده ، بفور يافت مي شود . این کوه بخاطر شکل ظاهری که شبیه یک دیس پراز پلو است در بین کوهنوردان بنام پلوداغی نیز معروف است.

توجـــــــــــــــــه:

1- جهت اعلام حضور با شماره 09353983972(محمدخلیلی نسب ، فقط SMS) هماهنگ نمایید.

2- وسیله ایاب و ذهاب مینی بوس خواهد بود .

3-واریز مبلغ  150000 ریال  (علی الحساب) بشماره حساب شبا IR 970170000000200296393007  ویا شماره کارت 6037991485927986 بانک ملی، بنام محمد خلیلی نسب

4- انصراف تا 48 ساعت مانده به برنامه مشمول جریمه نمی شود اما انصراف درحین 48 ساعت مانده به برنامه در صورت عدم جایگزین تمام مبلغ ایاب و ذهاب دریافت خواهد شد.

(برای مشاهده ملزومات و تجهیزات مورد نیازخواهشمند است اینجا کلیک نمایید)

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 7:16 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

عنوان گزارش  پیمایش دره هفت چشمه به پیرچوپان

تاريخ اجراء : جمعه 23 آبان ماه 1393

محل اجراء : استان آذربايجانشرقي ، آذرشهر، روستای هفت چشمه  به روستای پیرچوپان

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

کوهنوردان شركت كننده :

آقایان : محمد خلیلی نسب ، اسماعیل صابر، زیداله ایقانی نژاد ، عنایت ملایی ،فرشادوفادار، محمود سبیلی،محمد بخشی پور(به همراه پدرمحترمشان)،عطاکاظمی

خانم ها  : بانو، ناهیده تبریزی ، ناهیده نوظهور ، بیتا فرج پور،فریده سبیلی، شهروزعلیزاده،طیبه ایزدخواه،شهنازپزشک،حمیرا صفری،ناهید صفری ، خانم علمی،خانم رضایی،تینا

بنام خدا

ساعت  6 صبح ، مینی بوس از میدان آبرسان تبریزبطرف  میدان جهاد حرکت و بعد از سوار شدن دوستان در ساعت 45/6 تبریز را به مقصد آذرشهر و روستای هفت چشمه ترک می کنیم .حدود ساعت  8 به روستای هفت چشمه رسیده و  در ورودی روستا از اهالی، سراغ دره نعمت را می گیریم .هیچکدام از اهالی دره ای بنام نعمت دره سی را نمی شناسند وبعد از توضیحاتی که می دهیم اشاره می کنند به دره ای که بنام دره هفت چشمه در بین اهالی معروف است.با توضیحاتی که اهالی می دهند از ورودی روستا درسمت چپ  وارد یک جاده خاکی می شویم. بعد از طی مسافتی به پیشنهاد یکی از بچه ها با تصور اینکه  مسیر پیمایش چندان سخت نیست ترجیح می دهیم جاده خاکی را بصورت پیاده طی کنیم.

از مینی بوس پیاده شده و برنامه راهپیمایی بطرف دره اغاز می شود.ساعت 45/8 را نشان می دهد.بعد از طی مسافتی به یک دوراهی می رسیم وبا راهنمایی یکی دیگر از اهالی سمت راست را انتخاب می کنیم .در اینجا به شوخی با سکه ای شیر یا خط انداختیم که سکه سمت چپ را نشان داد اما ما مسیری را که نشان داده بودند انتخاب کردیم که بعدا متوجه شدیم مسیر سمت چپ مسیر درستی است و به محل شروع دره که چشمه پرآبی هم درآن قرار دارد ختم می شود .ساعت حدود 30/9 است و ما مورد حمله چند سگ چوپان قرار می گیریم  که اگر چوبان  به کمکمان نمی آمد مطمئنا تلفاتی هم می دادیم!!! بعد از خلاصی از حمله و پارس وحشیانه سگ ها در محلی زیبا برای صرف صبحانه  توقف می کنیم .

ساعت 10 برنامه پیمایش آغاز و ابتدا به سمت چپ دره حرکت می کنیم تا ضمن دیدن چشمه معروف منطقه ،بنوعی برنامه مونو از ابتدای دره شروع کرده باشیم که این رفت و برگشت  حدود 40دقیقه زمان می گیرد ، از زیبایی های منطقه ،از برگ زرد درختان گردو که زیر پایمان خش خش می کنند،از چشمه پرآب و گوارا ،از جویبار جاری در دره که از چشمه سرازیر می شود و روستائیانی که برگ جمع می کنند برای توشه زمستانی حیوانات و... هر چه بنویسیم بازهم کم است،راهمان را ادامه داده و پیش می رویم در حالیکه شادی و هلهله وتعریف وتمجید از منطقه زمزمه بچه هاست وبازادامه راهپیمایی

حدود یکساعت پیاده روی در داخل دره پراز درخت گردو و سنجد و... انجام می دهیم  تا اینکه باغات کم کم تمام شده و وارد مسیر سنگی وصخره ای می شویم که پراست ازآبشارهای کوچک و زیبا ، شکل صخره ها به گونه ای است که شبیه صخره های موجود درقعر دریاهاست و گویی این منطقه زمانی در زیر آب قرار داشته و یا حداقل خود دره پراز اب بوده است...مسیرمان را ادامه می دهیم و به یک دوراهی در داخل دره می رسیم که با توجه به جاری شدن آب به سمت راست ،ما هم همان مسیر را انتخاب می کنیم اما برای تنوع بیشتر برنامه از یک کوه کم ارتفاع بالا می رویم و مجددا به داخل دره سرازیر می شویم. ساعت 13 ظهر را نشان می دهد که در کنار چند درخت سرو برای استراحت کوتاه 10 دقیقه ای و صرف میوه توقف می کنیم.مجدد راهمان را در داخل دره ادامه داده و به آبشارهای زیبای دیگری برمی خوریم که یکی از آنها بصورت دوقلو و بسیار زیباست . بازار عکس انداختن در کنار آبشارها هم بسیار گرم است! ساعت 14 ادامه مسیر در دره میسر نیست و نیاز به تجهیزات فنی و درحقیقت فرود با طناب و لوازم فنی را می طلبد که بالاجبار از کوه سمت راست دره  بالا رفته و بعد از گذراندن آن قسمت به داخل دره فرود و باز ادامه مسیر می دهیم .بازهم صخره و آبشار وگهگاهی درختان زالزالک  و بالاخره ساعت 20/15 به جایی می رسیم که چشمه آبی وجود دارد ولوله ای هم به آن تعبیه شده و تصمیم می گیریم برای ناهار توقف کنیم...

ناهارمان که تمام می شود و آماده رفتن هستیم که به چند شکارچی  که ظاهرا بومی هستند برمی خوریم واز آنها در مورد مسافت طی شده و مسافت مانده تا پیرچوپان می پرسیم و مطمئن می شویم که راه را درست آمدیم و تا پیرچوپان کمتراز6 کیلومتر راهپیمایی  خواهیم داشت. یکساعت بعد کم کم دره رو به اتمام است و عرض دره بزرگتر وبزرگتر می شود وبالاخره به نزدیکی روستای پیرچوپان می رسیم و با دیدن درختان سنجد که لابلای شاخه هایشان چند دانه ای سنجد دیده می شود بطرفشان حمله ور می شویم  درحالیکه خوشحالی وصف ناپذیری در چهره بچه ها وجود دارد...

ساعت 17 از داخل روستای پیرچوپان رد شده و مینی بوس (آقای جواد احمدی) را می بینیم که با یک قوطی شیرینی منتظرمان است.بطرف تبریز براه می افتیم و دوساعت مانده تاتبریز را به پیشنهاد بچه ها به انجام مسابقه مشاعره می پردازیم که آقای زیدی و خانم ملایی مشترکا برنده شده و جوایز نفیسی هم دریافت می کنند!!

خداوند را شاکریم که بازهم فرصت یکروز درکنار هم بودن و استفاده از طبیعت زیبای خلقت را برایمان عطا فرمود.به امید برنامه زیبایی دیگر انشاالله.

                               

                                                                                                                                                                               پایان  

 

 
 
برای دیدن بقیه عکس ها اینجا کلیک نمایید...


تاريخ : سه شنبه بیستم آبان 1393 | 9:10 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
نکاتی پیرامون هدایت گروه در کوهستان
نکاتی پیرامون هدایت گروه در کوهستان ● هدف ها و ارزشها سرپرست گروه در کوه ها با یک گروه تضاد عمده ای دارد که باید بر آن فائق آید. او باید توازن مناسب را بین آنچه خطرناک(ولی مهیج) است و آنچه امن(و شاید کسالت آور) پیدا کند. تصدیق میشود که این ساده کردن موفقیت است اما مساله در بطن اساسی ترین سوالها قرار دارد.چرا انجامش میدهی؟ برای چی؟ چرا به خودت زحمت میدهی و یک گروه را به کوه ها میاوری؟ و حال آنکه میتوانستی با دوستانت هر کاری که میخواهید انجام دهید.؟ اگر خود را به دردسر انداخته و تیمی را تیمار میکنی، امید دریافت چه چیزی را در سر می پرورانی؟اصلا به چه منظور واقعا یک تیم را به کوه ها اورده ای؟موضوع چیست؟ کجای کاری؟ هر گاه شما واقعا سعی نکرده اید جوابی برای این سوالات پیدا نمائید، در شیوه کنار آمدنتان با گروه و کوهستان یک جای کار میلنگد. پاسخ به این سوالات همه رفتار ها و اقدامات شما را در موقعیت کاری رنگ آمیزی گروه شکل میدهد.کس دیگری نمیتواند جواب این سوال ها را به شما بدهد.پس مساله سرپرست، سعی در پیدا کردن توازن مناسب بین خطر و ایمنی است، سعی در پیدا کردن توازن است؛ بین هیجان، لذت، شوق، رضایت، خوشی و آزادی از طرفی، و انضباط بیش از حد که باعث تشکیل یک هنگ نظامی و خشکی عقیم حاصل از برنامه ریزی بیش از حد و آمادگی بیش از حد، از طرف دیگر میشود. او بایست بداند چه وقت روا است ملاحظات ایمنی را از فضولی بیش از حد در مورد گروهش، تا آنجا که از تجربه ای که او مایل است گروهش داشته باشد محروم نشود جدا کند.او مجبور است بداند که چه وقت این ملاحظات بر ملاحظات دیگر برتری یابد.هر گاه بتواند بر عوامل ایمنی، طوری نظارت داشته باشد که چهار چوب زمینه مجزایی از عمل و تمرین مناسب برای(ونه در مقابل) هیجان، شوق وکنجکاوی، اکتشاف، ماجرا، موفقیت ویک خوشی عمومی در کوه ها باشند، راهش درست است. تمهید آموزش سرپرستی، در کوهستان صورت نمیگیرد تا به شما بیاموزد چگونه از خطا مسون باشید. نمیتواند(ونخواهد توانست) به شما یک رشته قواعد وروال بدهد که در هر موقعیتی به شما پاسخ درست بدهد.فقط میتواند ابزارهایی به شما بدهد و نشان دهد که در برخی موارد خاص چگونه به کار میآیند.اینکه در دیگر موارد آنها را چگونه به کار میبرید، فقط از طریق تجربه شخصی شما یاد گرفتنی است. بیشتر مساله تکامل یک شناخت کلی از کوهستان وموقعیت گروهی (اینجا تجربه شخصی کمک میکند) است، بطوری که انسان قادر باشد کلیه عوامل مختلف را سنجیده وبه جوابی در خور یک گروه معین در یک موقعیت بخصوص دست یابد. واضح است که کیفیت تجربه شخصی شما در اینجا عامل تعیین کننده خواهد بود. برخی مواقع از قدرتهای قضاوت و تصمیم گیری شما ممکن است توقعات قابل ملاحظه ای برود. برای اینکه اینها موثر باشند بایستی بتوانند متکی بر یک پایه در خور تجربه منسجم باشند. ● تجربه شخصی جانشینی برای تجربه ملموس شخصی نیست و اژه های میان بری برای دستیابی به آن وجود ندارد. نمیتوانید امیدوار باشید که یک سرپرست توانا باشید، مگر اینکه آماده باشید که وقت زیادی را صرف آن نمایید یا اینکه زمینه کافی از تجربه شخصی داشته باشید تا شما را قادر سازد ارزیابی صحیحی از موقعیتها ودرنتیجه تصمیمات بجا، با در نظر گرفتن اقدامی که باید صورت بگیرد، انجام دهید. این ارزیابی ها و تصمیمات سپس با ّآنچه گروه شما میتواند جذب کند یا قادر به انجام آن هست را حالت میدهد. هر گاه دارای یک گروه تازه هستید که زیاد به آن مطمئن نیستید، حواشی ایمنی شما باید گسترده تر باشد، معنی این امر فی الجمله این است: الف) شما باید قادر باشید بین خطر واقعی و ظاهری فرق بگذارید. ب) نیاز دارید نقاط ضعف و قدرت خود را در کوهستان بدانید، تا موقعیت هایی را در آن شما بیشتر نگران خودتان هستید تا گروه، شناخته واز آن پرهیز کنید. شما در این موقعیت حتی ممکن است خطرات غیر موجهی را بپذیرید. ج) نیاز به ژرفا گرفتن تجربه دارید تا شما را قادر نماید آن موقعیتهای استثنایی که پاسخ کتابهای آموزشی را بعلت عدم تطبیق با مجموعه و اوضاع واحوال خاص نادیده میگیرید، تشخیص دهید. کوهنوردان برای این امر نامی مبهم دارند که مسامحتا آن را "داشتن حس کوه" میخوانند. مواقعی هست که این حس در کوهستان بطور شهودی و تقریبا نیمه هشیار وجود دارد و مواقعی دیگر کاملا آگاهانه و موکد این امر در تجارب گذشته ریشه دارد. ● آگاهی سرپرستی سرپرستی یک گروه رسمی در کوه ها بازی ایست که با پیاده روی غیر رسمی با دوستان متفاوت است.با دوستانی به توانایی خودتان مسئولیتها وتصمیم گیریها به شیوه ای بسیار اتفاقی و تقریبا بی خیال قسمت میشود. هر کس بطور ضمنی حاکم بر سرنوشت خویش بوده (برای بزرگتر ها هم این یک تفسیر حقوقی است) و مهارت تجربه و اطلاع حفظ خویش را داراست. هر گاه کسی مسئاله ای داشته باشد. فرض است که شعور بلند کردن صدای خود را دارد. وقتی رسما شروع به سرپرستی یک گروه مینمایید وارد دنیای کوهپیمایی متفاوتی با مقیاسی تازه، فوقالعاده و ثانویه میگردید که دارای مجموعه عوامل اضافی است که باید آن را فهمید و بحساب آورد این عوامل عمدتا به اداره کردن اشخاص وحفظ روابط خوب کاری با آنها مربوط است. الف) با اینکه یک گروه بهمراه دارید، بعبارتی (تنها) گام برمیدارید، چه ممکن است در نهایت کسی موجود نباشد که با او مسئولیت تصمیم گیری مسیر یابی را قسمت کنید. ممکن است گروه را برای شرکت در این گونه فعالیتها تشویق نمایید. اما هنوز بر ذمه شما است که درست یا قابل قبول بودن را بررسی نمایید. ب) کل گروه وابسته به شما است، به حدی که دست آخر، شما مسئول تفریح ، راحتی و ایمنی آنها هستید. پ) ممکن است مجبور شوید بجای هر کدام از آنها (بویژه اگر تازه کار باشند) درباره هر چیزی فکر کنید. ت) نباید فرض کنید انچه را که شما میتوانید انجام دهید، آنها نیز میتوانند. ث) نباید فرض کنید آنچه را که شما طی روز میخواهید، با تمایلات و آرزوهای آنها منطبق است. این جنبه ایست که با سبک آزاد منشی سرپرستی که مجراهای ارتباطی را باز نگه داشته و بازتابی از چگونگی برداشت گروه از موقعیت را بدست میدهد، تامین میشود. ج) نباید فرض کنید آنچه را در یک لحظه بخصوص احساس میکنید (مثلا خیلی گرم،خیلی سرد ، راحت،آسوده، مطمئن) همان است که آنها احساس میکنند(مثلا تشنه، گرسنهف تیره روز، وحشت زده، نگران ، عصبی، کسلف بیزار). گوش به زنگ علائمی باشید که به طرف شما میآید. هوای گروه خود را راشته باشید. چ) ایمنی بایستی موجب عمل صالحی باشد که خردمندانه صورت میگیرد وعیش را به حد اقل ممکن ،منقض مینماید. ● گرایش و نزدیکی به سرپرستی برای کنار آمدن موفقیت آمیز با این عوامل که در بخش پیشین اشاره شد، گرایش و نزدیکی لازم است که با ان گرایشات کوهنوردی که بخاطر لذت و رضایت شخصی به صعود دست میزند، متفاوت است دوباره به اولین قسمت درباره هدفها و ارزشها مراجعه کنید. الف) لازم است در درون خود انگیزه و دلائل هدایت گروه ها را در کوهستان مشخص نمائید؛ اصلا چرا و تا چه حد میخواهید چنین کاری بکنید. لازمه این کار درک روشن این مطلب است که مسئولیتهای سرپرستی، انظباطی را تحمیل میکند که جایی برای تمایلات، بلند پروازیها یا آرزوهای خود شما باقی نمیگذارد. سرپرستی در این مفهوم، وضعیتی ذهنی است که عمدتا دگر خواهی است. ب) سرپرستی با مقاصد خود خواهانه ، هم خالی (یعنی غیر خلاق) و هم ساز است. سرپرستی که برای نوازش خود به میدان میآید، برای نمایش نیروهای برتر (؟) خود به گروه، وارد آزمونی میشود نابود کننده، بدون اینکه برای گروه ارزشی داشته باشد. به گروه باید بجای خود بینی با افتادگی نزدیک شد.فرض نکنید همیشه انچه را که برای آنان بهترین است، میدانید. تصور ننمایید که نیازهای آنها را آنقدر خوب تشخیص میدهید که دیگر لازم نیست با انها مشورت نموده ف عقایدشان را جویا شوید. در غیر این صورت چگونه امیدوارید موارد را به سطح توقعات، انگیزشها، علاقه ها، و قابلیتهای آنها برسانید؟؟!! پ) یک سرپرست باید دغدغه اش این باشد که علاقه اش در کوهستان بر علاقه اش بر گروه سایه نیفکند. هر گاه رسیدن به کوه ها اهمیتش برای شما بیش از همراه داشتن یک گروه است بایستی قبل از مبادرت به این کار دو مرتبه فکر کنید. منظور این است که هر گاه رضایت های خاطر شما در درجه اول منبعث از دلایل شخصی (مثل اینکه چه مسافت را پیموده یا کدام قلل را فتح کرده اید) است، شخصی خواهید بود ناکام و دلسرد که با گروه همدل نبوده وسرپرستی پوسیده هستید. بسیار بندرت، انگیزه ها، بلند پروازیها، علایق و قابلیتهای گروه با شما منطبق است. ت) هر گاه برداشتتان از کار صرفا افاضه هرچه بیشتر شیوه های فن به گروهتان است ، دو باره بیندیشید. در مورد کوه ها غیر از آموزش مهارتها وشیوه های کوهنوردی چیزهای دیگر هم هست،. اینها البته کمکها و ابزارهای ضروری هستند، اما پر کردن تمام روز با یک چنین چیزها، خیلی بالینی ، خیلی ماشینی ، ودر نتیجه بی جان است. گوهر اساسی تجربه کوهنوردی، ممکن است از دست برود.یک روز کوهستانی در زیر بارانی از محاسبات زمانی، مسافت ها، جهت های قطب نمایی، علائم قراردادی، خطوط میزان منحنی، بایدها و نبایدها ممکن است چنان محو گردد که هیچ گاه بخت این را نکند که جذابیت درون خود را برای گروه نمایان نماید. هر گاه برای شما انبار نمودن تجارب شخصی عمده شده، دیگر قادر به ایجاد جوی که در آن علاقه و عاطفه نسبت به کوهستان بتواند به گروه منتقل گردد، نخواهید بود. برای نشستن عواطف زیبا پسندانه و روحی، بر آگاهی آنها که در گروه چنین چیزهایی برایشان با معنی و مهم است، بایستی قائل به فرصت شد. ث) رنگ، سایه روشن، شکل وشمایل، بافت، صدا و بو ، همه جزئی از یک صحنه کوهستانی هستند. گاهی اوقات بدون هیچگونه دخالتی جادوی خود را اعمال میکنند. برخی مواقع، ممکن است سرپرست دریابد که با ارتقای آگاهی گروه میتواند از آنها حسن استفاده را بنماید. توانایی تفسیر منظره کوهستانی ارزش فوق العاده ای دارد چه راهپیمایی میتواند بخصوص برای بچه ها کاری یکنواخت گردد. لازم است قبل از اینکه افراد به اندازه کافی متوجه جذابیتهای نهفته در مغایرتها و گونه گوئی های بی اندازه کوه ها شوند آنها را چند بار در معرض آنها قرار دار. هر خرده ریزی از اطلاعات پیرامون زاد و بوم، ویژگی های طبیعی و مصنوعی سرپرست بکار میآید. کنجکاوی وقتی ارضا نشود، زود میمیرد آن را سیر کنید ونتایج تعجب آور و بارور آن را ببینید. ج) با این همه، بعلت گوهر جدی مسئولیت های شما نزدیکیتان با موقعیت سرپرستی باید همدلانه باشد. دیگر "پشمینگی" پیاده روی با دوستان کفایت نمیکند. همه عوامل جزئی دخیل در تمرین خوب و راحتی (یعنی ایمنی) بایستی شناخته شده و در این راستا، باید برای هر آنچه که میگویید و انجام میدهید دلیلی وجود داشته باشد و از این دلایل آگاه باشید. خیلی چیزها است که در روزهای اول از راه تجربه یاد گرفته اید و اکنون بدون فکر انجام میدهید(مثلا: شیوه راه رفتن و انتخاب مسیر). همه اینها را باید از پستوی ذهنتان بیرون بیاورید و جهت استفاده آگاهانه سر دست بگذارید.در آن محدوده هایی که به ایمنی و راحتی مربوط میشود باید بتوانید در هر لحظه هر چه را که انجام میدهید یا نمیدهید به تفضیل توجیه نمایید. این به معنای یک برداشت بسیار واضح از موقعیت کوهستانی است که فقط فرآیندی از خود تحلیلی و خود پرسی از تجارب خودتان (چه در کوهستان و چه غیر از آن هر دومربوطند) بدست خواهد داد. اینکه انجام چه کاری درست است کافی نیست. باید بدانیم چرا درست است و هر گاه نادرست یا متفاوت انجام شود چه نتایجی به بار می آورد. ● مهارتهای سرپرستی قسمتهای پیشین ممکن است یکنوع مبارزه جویی ترسناک با کار آموزان سرپرستی بنظر آید. اما تعدادی از مهارتها است که او میتواند بکار برد تا بتواند بخودش کمک کند. البته او باید سعی نماید این مهارتها را به نحوی بپروراند که (بجای مهارتها) به عادتهای دیرینه تبدیل گردد. الف) یادآوری مهارتهای پیشین یکی از با ارزشترین یاورهای توانایی، یاد آوری روشن از تجارب گذشته ، بخصوص احساسات خود شما بعنوان یک مبتدی است. این شما را قادر مینماید درک نمایید که اگر اکنون مواردی هست که احساس میکنید برای شما بسیار کم طول میکشند، در گروه کسانی خواهید بود که در آنها این احساسات بسیار بزرگ میشود و "درون بینی" نامیده میشود. آنرا پرورش دهید. مثالهای ممکن، مربوط به موقعی است که مقاطعی از سنگ را جهار دست و پا طی مینمائیم، معبر های باریک با شیب تند، فرود های سرازیری یا احساس سرما، گرماف تشنگی، کوفتگی که به هر حال شما بیش از آنها مانوس هستید. ب) برنامه ریزی و فکر پیشین"پیش بینی" ۱) این مهارتی است که شما را قادر خواهد ساخت با مشکلات(حالتی از) آنادگی بیشتری روبرو شوید. ۲) برای شما غالبا جریانی از اقدامات حاضر و آماده، در صورت وقوع حوادث، در بر خواهد داشت. با اینهمه مدام منتظر بحران پشت بحران نباشید، بلکه وقتی روی میدهند آماده باشید و برای روبروئی با آنها از قبل آمادگی داشته باشید. بعنوان مثال، هر گاه کسی اینجا دچار سانحه شد، چه باید کرد؟ هر گاه مجبور شدم این گروه را ببرم آن پایین، چقدر طول خواهد کشید؟ اگر قادر به رویارویی باشند حواسم به کدامشان باید باشد؟ پ) عادت وارسی ۱) بررسی کنید که آیا شما و گروهتان قبل از حرکت خوراک و تجهیزات لازم را به همراه دارید؟ در پرداختن به دیگران، حواستان به وارسی کامل ادوات خودتان باشد. ۲) ببینید آیا وقتی دستور العملی صادر میکنید، آنرا میشنوند، میفهمند و اطاعت میکنند؟ این اساسی است، اما گاهی از آن غفلت میشود، بخصوص در مواقع غیر رسمی حین حرکتف که مشخصه گروه های کوهنوردی است. برای مثال بادهای سهمگین، کلاه بادگیر، سر و صدای رودخانه و غیره بر شنوایی تاثیر میگذارند. ۳) گروه در چه حالی است؟ با تمرین، این امر تبدیل به یک حس شده که همسشه روشن است. هر گاه جلو هستید دائما به پشت سرتان نگاه کنید. خیلی از سرپرستان هستند که جلو میروند بدون اینکه از آشفتگی پشت سرشان با خبر باشند. ت) عادت مشاهده این مهارت، مکمل عادت وارسی است. توانائی دریافت امور در افراد کاملا متفاوت است. آنرا بهبود بخشید. ۱) این امر عمدتا با مشاهده است که خصوصیات، نقاط قوت و ضعف هر عضو گروه را میفهمید. با اینکه ممکن است با گروه خیلی گپ بزنید، این علائم غیر کلامی هستند که آنچه را که لازم دارید به شما میگویند. عمدتا از طریق مشاهده است که خستگی، کسالت، روحیه پایین، تنش، دلهره، کشمکش های شخصیتی، ناراحتی های وخیم، احساس نا امنی، فقدان توازن، فقدان توانایی هماهنگی، پا برداشتن شلخته وار و غیره آگاه میشوید. همه اینها و بسیاری دیگر را غالبا باید خودتان تمیز دهید چون اعضای گروه قابل نیستند درباره آنها چیزی بگویند.فشار یک گروه برای حرکت باعث میشود افراد داخل آن دو دل باشند و حرکت آنرا کند یا متوقف کنند. شما ممکن است حتی برای فهمیدن آن مبادرت به سوال مستقیم نمایید. بطور مثال خاطر نشان کنید که لذت بردن مهم تر از عجله کردن است. ۲) محیط را مشاهده کنید و دائما الزامات آن را برای خودتان و گروهتان از جنبه خوشی، خطر و تلاش، ارزیابی کنید، مثلا اینکه چه مسیر هایی دارای بیشترین شوق، حمایت در برابر بادهاب مخالف، جای پای مناسب، (ونه همیشه مال رو هایی که بد جوری فرسوده شده اند)، تغییرات هوا، صخره های لیز و غیره میباشند. ث) تصمیم گیری یک سرپرست خردمند معمولا تدبیری بکار میبندد تا گروهش در هر تعداد از تصمیم گیریهائی که او میتواند با خاطر آسوده اجازه آنرا بدهد، شرکت نمایند. در یک روز، بخصوص بایستی به آنها فرصت داد که آنچه را که مایل به انجام آن هستند بر زبان آوردند. بازتاب چنین بحثی برای سرپرست ارزشمند خواهد بود. شاید با یک گروه تازه کار اینکار ممکن نباشد اما گروه های مجرب بسیار محتمل است که اندیشه های بدرد خوری داشته باشند. یکی از مسائلی که همیشه باید حل شود این است که آیا ساخت گروه شما باید توسط کوه انتخاب شده معین گردد یا ماهیت کوه موردنظر برای صعود بایستی برای ساخت گروه (یعنی تعداد اعضا و توانائی های آنها) معین گردد. بحث گروهی درباره هدفها بایستی حل این مسئله را در مراحل اولیه برنامه ریزی آسان نماید. ضمن مسیر البته بسیاری تصمیمات هستند که گروه بایستی برای شرکت در آنها تشویق شود. مثل توقفهای غذا خوردن، تعیین مسیر، ارزیابی گامها و ادامه راه. ولی تصمیمات مربوط به اتفاقات و بحرانها هستند که بخصوص به او(سرپرست) ربط دارند. هر گاه مهارتها و عادتهائی که در قسمتهای پیشین خلاصه شد بخوبی شکل گرفته باشند، نیمی از کار تصمیم گیری خود به خود انجام شده است. برای اخذ تصمیمات مهم مربوط به ایمنی گروه، عوامل مربوطه میبایستی قبلا مشاهده یا پیش بینی شده، آنگاه مسئله استفاده از تجارب پیشین در ارزیابی همه عوامل موافق و مخالف و انتخاب بهترین روال کار از میان تعدادی شیوه های ممکن، عملی است. ج) نتیجه و با این ترتیب باز میگردیم به کیفیت همیشه مهم تجارب شخصی پیش از محدودیت های خودتان قبل از اینکه به سرپرستی گروهی دست بزنید، با خبر شوید،ودتان را در کوه بشناسید. مواضب دلهره ای باشید که باعث میشود هنگام مسیر یابی در مه به نحو نا محسوسی قدم خود را تند کنید. سعی کنید قبل از وقت یاد بگیرید که گم شدن موقت چه احساسی دارد، در شرایط طوفانی بیرون ماندن در شب به چه میماند(یک بیتوته برنامه ریزی شده را امتحان کنید). بسیاری مهارتهای دیگر هستند که میتوانند ذکر شوند، اما کمبود جا مجالی نمیگذارد. اینها مهارتهایی هستند که به موقعیت مربوطند. (هنر کنار آمدن و ارتباط با مردم ، مهارتهای ارتباط، تسکین تنش، استفاده از طنز، شناخت پویائی و زندگی گروهی و تشویق و تکامل فردی اعضائ گروه، پرورش خود کفایی، اطمینان و خود عزمی در مردم). با اینکه برای بیشتر اعضا گروه هدف آن روز ممکن است، رسیدن به بالا و لذت بردن از آن باشد، امید است که شما، بعنوان سرپرست از امکانات حومه شهر بعنوان وسیله ای جالب برای کمک به مردم در به حد اکثر رساندن ظرفیت های خود، آگاهی همه جانبه تری داشته باشید. کار شما تامین جو است تا بگذارید این کار خودش انجام شود، در حالتیکه مسئولیت شما ممکن است ایمنی، راحتی و لذت (به همین ترتیب اولویت) گروه خودتان باشد و افراد بایستی به ترتیب عکس حس کنند
                                                                                          ترجمه: سید جواد صالحی


تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 17:19 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
گره های مورد نیاز
حداقل گره هایی که یه کوهنورد باید بلد باشه 
اکثر اساتید گره های زیر رو پیشنهاد می دن:
1-گره ی هشت و هشت تعقیب
2-هشت خرگوش
3-پروانه
4-بولین(بولینگ)
5-خود حمایت
6-حمایت و گره ی چفت شونده 
7-فیشر من 
8-گره ی تسمه
9-پروسیک
10-یک روش برای درست کردن هارنس به وسیله ی طناب یا تسمه



تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 17:8 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
گره ی نا متقارن هشت دولا یا دوبل که به اشتباه در بسیاری از کلاس های کوهنوردی و توسط اساتید به کارآموزان آموزش داده می شود به هیچ وجه گره ای مناسب جهت استفاده در کارهای فنی نمی باشد،شکل نا منظم و حجم زیاد این گره می تواند مشکلات فراوانی نظیر آسیب دیدن طناب به هنگام شوک و غیره را برای کاربر خود به همراه داشته باشد،توصیه می شود بجای این گره از گره ی هشت خرگوش یا سایر گره های مورد تایید استفاده شود.




تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 8:27 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

اغاز فصل سرما و توصیه هایی برای عموم علاقه مندان به کوهنوردی

همراه داشتن پوشاک کافي و مناسب فصل

آگاهي يافتن از وضعيت آب و هوايي، قبل از صعود به ارتفاعات

آگاه کردن خانواده، نزديکان يا دوستان از جزئيات زماني و مکاني صعود و برگشت

استفاده از مسيرهاي مشخص و پاکوب شده جهت صعود و فرود

زمان بندي مناسب جهت به پايان رساندن برنامه قبل از تاريکي هوا (بهترين زمان اقدام به بازگشت: ساعت 14)

‌به همراه داشتن وسايل ضروري کوهستان شامل: مواد غذايي کافي و وعده غذايي اضافه، تجهيزات روشنـايي، سـوت، قطب نما، نقشه منطقه اي کوهستان، کمکهاي اوليه، چاقو، کبريت، کارت شناسايي، گوشي همراه

اشراف داشتن بر منطقه صعود از لحاظ مسيرها و نقاط خطرناک (پرتگاهها، مناطق بهمن خيز، مناطق با احتمال ريزش سنگ و ..

خودداري از صعود انفرادي، همراه بودن با گروه و افراد مجرب

پرهيز از اجراي برنامه هايي که فراتر از توانايي جسمي، فني و روحي است.

خودداري از رفتن به ارتفاعات تا 72 ساعت پس از بارش برف (به لحاظ احتمال ريزش بهمن)

استفاده از لباسهايي با رنگهاي واضح (قرمز، زرد و فسفري)

توجه به علائم هشدار دهنده، تابلوهاي راهنماي مسير، هشدارهاي افراد مجرب، امدادگران و افرادي که از ارتفاع برمي گردند.

فراگيري آموزش هاي کوهنوردي در مراجع ذيصلاح (هيئت هاي کوهنوردي و باشگاهها)

همراه داشتن شماره تماس ارگانهاي امدادرسان منطقه (اورژانس، هلال احمر، نيروي انتظامي) 

منبع مطلب :هیئت کوهنوردی استان آذربایجانشرقی



تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 8:17 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

 توصیه‌های زمستانی به کوهنوردان

این روزها کوهنوردی به یکی از رشته‌های مورد علاقه و در دسترس جوانان تبدیل شده است و چون در اغلب نقاط ایران رشته کوه‌هایی برای صعود وجود دارد، بیشتر جوانان تعطیلات آخر هفته خود را به صورت گروهی یا انفرادی در دامنه کوه‌ها سپری می‌کنند. در این بین تعدادی نیز کوهنوردی را به طور جدی و حرفه‌ای دنبال می‌کنند.... کوهنوردی یکی از رشته‌های پرهیجان و در عین حال پرمخاطره است. همچنین از جمله رشته‌هایی است که ورزشکار در آن در یک قدمی‌مرگ قرار دارد. غیر از سقوط و یا ریزش بهمن که گاهی به مرگ منجر می‌شود، تغییر ارتفاع نیز بیماری‌هایی به دنبال دارد. . برای کوهنوردان در تغییر ارتفاع بیماری‌های زیادی ممکن است اتقاق بیفتد، از جمله مشکلات تغذیه‌ای، ریوی و سردرد که حتی گاهی کوهنورد را از ادامه صعود باز می‌دارد. برای بسیاری از کوهنوردان به ویژه جوانانی که به صورت آماتور کوهنوردی می‌کنند هم‌هوایی (سازگاری بدن با ارتفاع جدید) لازم است و گاه تا رسیدن به هم هوایی مشکلاتی برای فرد پیش می‌آید. غیر از سوانحی از قبیل سقوط و بهمن زدگی (هیپوترمی) و سرمازدگی ، شایع ترین بیماری در ارتفاع که تقریباً بیش از ۶۰ درصد کوهنوردان در ارتفاعات بالای ۲۵۰۰ متر دچار آن می‌شوندکوه‌گرفتگی است که در صورت بی‌توجهی به خیز ریوی یا مغزی و در نهایت مرگ منجر می‌شود. کوه‌گرفتگی هنگامی ‌پیش می‌آید که افراد به طور یکباره به ارتفاعات بالای ۲۵۰۰ متر صعود کنند و سازگاری مناسب با آن ارتفاع را نداشته باشند. سردرد که بارزترین علامت آن است به همراه تهوع، استفراغ ، بی اشتهایی، ناتوانی در خواب، سستی وگیجی از نشانه‌های دیگرکوه‌گرفتگی هستند. طبق تعریف انجمن بین المللی سردرد، سردرد ناشی از ارتفاع به سردردی گفته می‌شود که درمدت ۲۴ ساعت پس از صعود یکباره به ارتفاع بالای ۳۰۰۰ متر حداقل با یکی از نشانه‌هایی که در ارتفاعات وجود دارد همراه باشد. برای بسیاری از کوهنوردان به ویژه کوهنوردان جوانی که برای نخستین بار قصد صعود می‌کنند، زمان خیلی مهم است. آنها اغلب اوقات بدون توجه به سردردهای خود صعود را ادامه می‌دهند که می‌تواند برای سلامتی آنها خطر آفرین باشد. در ارتفاعات فشار اکسیژن کم است و هم هوایی برای کوهنوردان به ویژه کسانی که مبتدی هستند، مشکل می‌شود. در صورت بی توجهی به علایم کوه‌گرفتگی ممکن است کوهنورد به خیزریوی ناشی از ارتفاع و خیز مغزی ناشی از ارتفاع دچار شود. زمینه ژنتیک در ابتلا به کوه‌گرفتگی بسیار پررنگ است و برخلاف تصور عده ای، آمادگی جسمانی و فیزیکی هیچ نقشی در این زمینه ندارد بلکه عامل ژنتیک و سابقه بیماری بسیار مهم تر است. ● پزشکی کوهستان و زنان در پزشکی کوهستان آنچه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد تاثیر ارتفاع و فعالیت شدید در ارتفاعات بالا بر جسم و روان افراد می‌باشد که این تاثیرات در زنان با توجه به ویژگی‌های خاص آنها بررسی می‌گردد. به طور کلی زنان ۵/۶۵ درصد قدرت بدنی مردان را دارا هستند. این میزان در اندام فوقانی ۵۰ درصد و در اندام تحتانی ۶۰ تا ۷۰ درصد می‌باشد. اگر قدرت بدنی را براساس توده خالص بدنی (بدون احتساب چربی بدن) بسنجیم، زنان در اندام تحتانی گاه حتی کمی‌قوی تر از مردان نیز می‌باشند. با بررسی نوع فیبرهای عضلانی زنان و مردان بیشتر بودن استقامت عضلانی زنان توجیه پذیر خواهد بود، به طوری که عضلات زنان نسبت به خستگی مقاوم تر بوده و باعث بهتر شدن عملکرد زنان نسبت به مردان مثلا در دویدن در مسافت‌های بالای ۴۲ کیلومتر می‌شود. برخی تحقیقات بیانگر بالاتر بودن اشباع اکسیژنی خون زنان در ارتفاعات بالا نسبت به مردان در همان ارتفاع بوده است که این تفاوت به ویژه در دوره قبل از یائسگی باعث بروز کمتر بیماری مزمن ارتفاع در زنان می‌شود. همچنین در مطالعه‌ای در دماوند ، میزان بروز بیماری حاد ارتفاع در زنان کوهنورد بسیار کمتر از مردان بوده است(برخلاف هیمالیا) که می‌تواند به دلیل آمادگی جسمی‌ بیشتر زنان کوهنورد قبل از اقدام به صعود دماوند باشد. موارد فوق می‌تواند بیانگر توانمندی جسمی ‌زنان در پرداختن به رشته ورزشی کوهنوردی باشد. درحدود ۲۵ تا ۳۰ درصد وزن زنان را چربی تشکیل می‌دهد در حالی که این میزان در مردان ۱۰ تا ۱۴ درصد است. با توجه به فیزیولوژی بدن زنان و خون‌ریزی‌های طبیعی ماهیانه، شیوع کم خونی ناشی از فقر آهن در زنان بسیار زیاد می‌باشد و نیز تغییرات هورمونی ماهیانه در زنان باعث افت توان روحی اغلب زنان در برخی روزها می‌شود. همچنین تاثیرات ارتفاع و کاهش اکسیژن بر زنان در دوران بارداری حایز اهمیت می‌باشد. مواردی که ذکر گردید می‌توانند جزو محدود کننده‌های فعالیت زنان در رشته کوهنوردی باشند. علی رغم تاثیر کوهنوردی سنگین همانند دیگر رشته‌های ورزشی، در تغییرات هورمونی و ایجاد بی نظمی‌ در دوره‌های ماهیانه زنان، این امر نمی‌تواند مانع توصیه این ورزش مفید و مفرح به زنان و دختران شود. بدیهی است بحث و بررسی جامع موضوعات مطرح شده و نیز دیگر مسایل مربوط به زنان در کوهنوردی فرصت و مقالی بیشتر می‌طلبد. ● افزایش اعتماد به نفس به دنبال کوهنوردی علی‌رغم بیان تاثیر فعالیت‌های ورزشی در افزایش اعتماد به نفس ورزشکاران تاکنون هیچ مطالعه‌ای در جهان در رابطه با نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس انجام نشده است. به نظر می‌رسد ورزش کوهنوردی به واسطه خصوصیات منحصر به فرد آن نقش مثبتی در اعتماد به نفس کوهنوردان داشته باشد. از این رو مطالعه‌ای برای بررسی علمی ‌این موضوع طراحی و اجرا شد. متوسط میزان اعتماد به نفس کوهنوردان بعد از برنامه صعود به دماوند نسبت به قبل از برنامه به طور معنی داری افزایش یافته بود. این افزایش در کسانی که دچار علایم افسردگی بودند، بارزتر بود. افزایش اعتمادبه‌نفس کوهنوردان با جنس، سن، وضعیت تاهل، سابقه فردی یا خانوادگی کوهنوردی، سابقه قبلی ابتلا به بیماری کوهستان و نیز رسیدن به قله در این برنامه رابطه ای نداشت. این مطالعه نشانگر تاثیر مثبت کوهنوردی (حتی یک برنامه کوهنوردی) بر اعتماد به نفس کوهنوردان بود. تاثیر بیشتر در افراد دارای علایم افسردگی، می‌تواند بیانگر اهمیت برنامه ریزی جهت حضور این افراد در برنامه‌های کوهنوردی به ویژه در میان دانشجویان باشد. با توجه به نقش اعتماد به نفس در موفقیت افراد در زندگی و نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس، توصیه می‌شود برنامه‌ریزی بیشتری جهت گسترش این ورزش در جامعه صورت گیرد. مطالعات بیشتر و مقایسه ای در این زمینه می‌تواند مفید باشد. این مطالعه توسط مرحوم دکتر سعید بهالو که متاسفانه  در ارتفاعات هیمالیا جان خود را از دست داد، طراحی و اجرا شده و به عنوان اولین مطالعه علمی‌در این زمینه در جهان در مجله معتبر محیط‌زیست و حیات‌وحش آمریکا چاپ شده است. دکتر حمید مساعدیان - عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی 

 منبع : روزنامه سلامت



تاريخ : جمعه شانزدهم آبان 1393 | 7:17 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
نعمت دره سی 

زمان:جمعه 23 آبان 1393  

موقعیت جغرافیایی : استان آذربایجانشرقی ، شهرستان آذرشهر، روستای هفت چشمه  

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب  

نوع برنامه : پیمایش دره و پیاده روی  

نعمت دره سی یک دره باصفای پرآب بطول تقریبی 16 کیلومتر است که از روستای هفت چشمه شهرستان آذرشهر از ارتفاع 1800 متری شروع و به روستای شیرامین در ارتفاع 1300 متری ختم می شود. در این دره فسیل ها و آثار رسوبی زیادی قابل مشاهده بوده و نشان دهنده اینست که زمانی این مکان در قعر دریا بوده است. این دره در حال حاضر بعلت آب و هوای مناسب مورد استفاده کشاورزان منطقه واقع شده و در آن درختان گردو ، سیب ، زردآلو و سنجد به وفور کاشته می شود. طول دره از روستای هفت چشمه تا روستای پیرچوپان 11 کیلومتر و از پیرچوپان تا شیرامین 5 کیلومتر است.  

(برای مشاهده ملزومات و تجهیزات مورد نیاز وهمچنین نحوه واریز هزینه اینجا کلیک نمایید)



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 4:49 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
قلّه آیلاخلی (آیناخلی) ارتفاع :2873متر  

جمعه 9 آبان 1393

 عنوان گزارش  صعود به قله آیلاخلی

تاريخ اجراء : جمعه 9 آبان ماه 1393

محل اجراء : استان آذربايجانشرقي ، منطقه ورزقان،بخش خواجه، روستای دغدغان

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

کوهنوردان شركت كننده :

آقایان : محمد خلیلی نسب ، زیداله ایقانی نژاد ، عنایت ملایی ،قدرت اله وفادار،حسین سبیلی، محمد ابراهیمی ،فرشادوفادار ،مرتضی صارم،محمد بخشی پور(به همراه پدرمحترمشان)

خانم ها  : ناهیده نوظهور ، بیتا فرج پور،فریده سبیلی، شهروزعلیزاده،طیبه ایزدخواه،الهام شریعتی

بنام خدا

ساعت  6 صبح از میدان جهاد بطرف آبرسان و سوار کردن کوهنوردان از ایستگاههای مربوطه حدود 45/6  به طرف جاده ورزقان و خواجه و در نهایت روستای دغدغان  حرکت کردیم . بعد از گذر از چند روستا که  بنظرم  جاده روستای جیغه بود و روستای افشرد هم در مسیر قرار داشت ، بالاخره در سمت چپ جاده تابلوی کوچکی دیدیم که روستای دغدغان را نشان می داد .از جاده جیغه تا داخل روستا 5 دقیقه بیشتر راه نداشتیم و در اول روستای دغدغان مینی بوس توقف و پیاده شدیم . یک توالت صحرایی بجا مانده از امدادرسانی زلزله دو سال پیش ورزقان، در ابتدای روستا همان چیزی بود که بعد از 2 ساعت  نشستن در مینی بوس می توانست برای برای رفع حاجت  کوهنوردان مورد استفاده قرار بگیرد.

ساعت 30/8  آغاز برنامه و حرکت از باریکه راه کنار راست روستای دغدغان واز محل چشمه آب انتهای روستا  بود . از سمت چپ  چشمه کمی بالاتر بازهم باریکه راهی دیده می شود که  از کنار باغات روستا بطرف کوهستان  ادامه دارد. راه پیمایی از این محل آغاز می شود و بعد از گذر ازباغات روستا کم کم  مسیر پاکوب مشخص است و بعد از مدتی پیاده روی به جایی می رسیم که دره و جویباری هم در داخل آن در جریان است در سمت چپ ودر پایین دیده می شود. در سمت راست و اندکی دورتر دره دیگری با چند درخت در داخلش نمایان است. راه اصلی و پاکوب منتهی به قله آیلاخی همان مسیری است که در سمت راست دره قرار دارد وبهتر است به همان طرف رفته و در راه پاکوب ادامه مسیر بدهیم. البته  ما به علت  ناآشنایی کافی ازمسیر به اشتباه از داخل دره ادامه مسیر دادیم وبااینکه هیجان و زیبایی بیشتری داشت اما علاوه بر دشواری وخطر ریزش سنگ مدت زیادی هم از وقتمان را هم گرفت. بعد از حدود یکساعت پیمایش دره در محلی برای صرف صبحانه توقف کردیم که در اینجا با راهنمایی یکی از چوپانان روستا بنام حاج احد رضایی متوجه اشتباهمان شده و در مسیر پاکوب که در بالای دره قرار دارد مستقر شدیم و ضمن گفتگو وشوخی و بگو وبخند با دوست چوپانمان  ادامه مسیر دادیم. بعد از مدتی  راهپیمایی مجدد وارد دره شدیم ( ادامه مسیرپاکوب ) و  از سمت چپ بالا رفتیم و اینبار دره در سمت راستمان قرار گرفت. بعد از نیم ساعت کوهپیمایی و گذر از دو آبشار کوچک به محل چشمه اب رسیدیم که اب گوارایی داشت . در اینهنگام یک گروه کوهنوردی دیگر هم به ما ملحق شدند و بعد از احوالپرسی از ما جدا

شدند و کمی جلوتر بطرف قله رفتند. بعد از 5 دقیقه توقف در کنار چشمه از سمت راست چشمه ودر ادامه مسیر پاکوب به بالا کوهبیمایی کردیم  و بعد از نیم ساعت به محل چشمه دوم رسیدیم که البته اب خیلی کمی داشت و سنگهایی هم روی هم چیده شدند که اصطلاحا ( کلَه) نامیده می شوند.( علتشو نمیدونم و بایستی بپرسم) .چند دقیقه ای توقف کردیم  . بایستی از سمت چپ  کوهپیمایی کرده و بعد از گذر از دو تپه  به محل آغل می رسیم که از انجا هم باز با اندکی تمایل به سمت چپ  بطرف بالا می رویم و بعد از رسیدن به انتهای تپه  تقریبا به مسیر منتهی به قله  می رسیم  که قله ایلاخلی از دور نمایان است و دیگر تا رسیدن به قله  کمتر از نیم ساعت زمان لازم است. البته ما با توجه به  طبعیت از گروه قبلی از محل چشمه  و از سمت راست به تپه  شیب داری که مملو از برف بود رفتیم که بازهم  حدود یکساعت از وقتمان را گرفت و کمی هم خسته شدیم.در اینهنگام تیم شماره یک راهی قله شد و من بهمراه چند تن از دوستان از عقب آنها رفتیم ، ساعت 45/13 همگی به قله رسیده بودیم و بعد از گرفتن عکس یادگاری  و کمی هم تماشای مناظر اطراف ،فرود را اغاز کردیم و حدود ساعت 30/14  در نزدیکی محل اغل  ودر محلی مناسب بساط ناهار چیده شد و در هوایی بسیار مطبوع ناهار صرف گردید و بعد از اندکی استراحت از همان مسیر فرود کرده و راه بازگشت را در پیش گرفتیم و حدود ساعت 30/17 همگی در روستای دغدغان بودیم که با اهالی روستا خوش و بش کردیم  و تعدادی از اهالی هم در حال آماده شدن برای دسته عزاداری بودند و ساعت 18 بطرف تبریز حرکت کردیم و در مسیر برگشت با  حلوای بسیار لذیذی که  نذری خانم علیزاده بمناسبت ایام محرم بود ،پذیرایی شدیم .ساعت 20 به سلامت به تبریز رسیدیم.

قله آیلاخلی قله بسیار زیبایی هست که  ظاهرا یک مسیر صعود دیگر هم از روستای دیگری دارد اما ما از روستای دغدغان صعود کردیم که اگر وقت تلف کردن های ناشی از اشتباه و عدم اشنایی نباشد می توان این قله را در عرض حداکثر 6 ساعت صعود و فرود کرد .

خداوند را شاکریم که بازهم فرصت یکروز درکنار هم بودن و استفاده از طبیعت زیبای خلقت را برایمان عطا فرمود.به امید صعودی دیگر انشاالله.

                                                                                                                                                                                                              پایان



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 7:33 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
نکات ایمنی در کوه

امروزه ورزش کوهنوردی به عنوان یک ورزش رسمی مورد توجه جوانان است اما هنگام کوهنوردی همیشه خطر در کمین است. برای این که کوهنوردان و سایر اقشار مختلف مردم که برای استفاده از هوای پاک کوهستان به این مناطق عزیمت می کنند صعود خوب و موفق داشته باشند لازم است توصیه های ایمنی زیر را رعایت کنند.

۱) به خاطر داشته باشید کوهنوردی با پیاده روی و تپه نوردی تفاوت داشته و صرفا یک تفریح نیست بلکه یک ورزش کاملا جدی و تکنیکی ولی توام با تفریح است.

۲) وسایل و تجهیزات و البسه مناسب و استاندارد که متکی به سال ها تجربه عملی طراحی شده اند تهیه کنید و کاربرد صحیح و فنی آن ها را فرا گیرید.

۳) هیچ گاه تنها اقدام به انجام این ورزش نکنید و همیشه به طور گروهی اقدام به کوهنوردی کنید کمتر کسی است که در زمان کوهنوردی به نحوی احتیاج به کمک پیدا نکند.

 ۴) اصول کوهنوردی را از پایه فراگیرید و همیشه با راهنمایی و ارشاد یک مربی یا کوهنورد اقدام کنید.

 ۵) غفلت در مورد کسب اطلاعات هواشناسی از مراجع صلاحیت دار و یا متکی به تجارب شخصی عواقب بدی به بار آورده است.

 ۶) با توجه به مسیر فاصله، مدت و نوع کوهنوردی، آذوقه، آب و پوشش کافی، وسایل کمک های اولیه و ابزار متناسب به همراه خود داشته باشید.

 ۷) در کوهنوردی هیچ گاه در مقام مسابقه و قهرمان بازی و کارهای نمایشی بر نیایید.

 ۸) در فصل زمستان احتیاط بیشتری کرده و متناسب با فصل، البسه، تجهیزات و امکانات تدافعی همراه داشته باشید.

 ۹) یکنواخت و با ریتم حرکت کنید.

۱۰) از بردن وسایل کمک های اولیه به خصوص در مورد شکستگی استخوان، گزیدگی جانوران و زخم و پارگی پوست و مسکن ها و یک کتاب کمک های اولیه غفلت نکنید.

 ۱۱) مواظب ریزش کوه، لغزندگی راه ها و سقوط سنگ به خصوص در فصول بارندگی باشید.

۱۲) همه به ستون یک و در مسیر مشخص بایستی حرکت کنید .

۱۳) صحبت کردن و شوخی های زیاد خطرساز است . بایستی با تمرکز قدم در کوه گذاشت و روی راه رفتن گام برداری دقت کرد تا سنگریزه ها باعث لیز خوردن و سقوط نشود .

منبع : وبلاگ کوهنوردی هومه