تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 17:32 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

صعود به قله جام و سهند   (از مسیرمراغه)

جمعه 4 مهرماه 1393

 ((جهت اعلام حضور با شماره 09353983972 هماهنگ نمایید))

اطلاعات بیشتر و تجهیزات مورد نیازدرآدرس زیر:

http://yamac.blogfa.com/1390/11

اعلام حضور : آقایان و خانم ها : زیدی ایقانی نژاد،طیبه ایزدخواه،حسین و فریده سبیلی،روشنک هوشمند( مهمان از تهران) ،امیر حمیدی،محمد خلیلی و رزرو : بیتا فرج پور ، محمد ابراهیمی ، بانو ... 

( با تکمیل ظرفیت لیست بسته خواهد شد )



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 7:22 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

قلعه بابک

صعود به قلعه از مسیر هتل بابک و فرود از مسیر جنگل

(یک روزه)

حرکت 5 صبح روز جمعه مورخه 21/06/93

مشاهده اطلاعات بیشتر

****** دژ بابک در پنجاه کیلومتری شمال شهرستان اهر در استان آذربایجان شرقی و در ارتفاعات غرب رود بزرگ قره سو قرار دارد؛ منطقه ای که به نام کلیبر معروف است. دژ تسخیر ناپذیر بابک اینجا بر فراز قله کوهستانی با ارتفاع 2700 از سطح دریا است. قلعه بابک که به نام های قلعه بابک، دژ بابک، بذ و قلعه جمهور هم معروف است، مقر سردار ایرانی بابک خرم دین بوده که در هنگام قیام علیه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شده است. راه کلیبر تا قلعه سه کیلومتر است، سختی راه و ابهت این قلعه بلند و مستحکم و موقعیت آن، بیننده را به اعجاب وامی دارد. راه قلعه، گردنه ها و گذرگاه های خطرناکی دارد. پیش از رسیدن به دروازه قلعه باید از دالانی گذشت که از سنگ های منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور یک نفر را دارد. فاصله این معبر تا قلعه دویست متر است. این گونه ورود هر تازه وارد و سپاهی از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رویت و ورود لشکریان انبوه غیر ممکن بوده است. ورود تنها از دروازه اصلی ممکن است و از کوهستان امکان وارد شدن به قلعه وجود ندارد. با گذر از دروازه ورودی و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسیدن به دژ اصلی باید از گذرگاهی باریک که حدود 100 متر است صعود از ارتفاع را نیز به همراه دارد گذشت تا به مدخل ورودی قلعه رسید، مسیری صعب العبور که از یک سمت مشرف به دره ای است با جنگل های تنک و ژرفایی در حدود 400 متر که به صورت تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد. در دیوارها جایگاه دیده بان ها به صورت نیمه استوانه دیده می شود که می توان هر جنبنده ای را از کیلومترها دورتر زیر نظر گرفت. موقعیت استقرار بنا بر فراز قله به گونه ای ست که بیست نفر سپاهی می توانستند مانع هجوم یک سپاه صد هزار نفری شوند. برای ورود به دژ اصلی باید از پلکان هایی نامنظم عبور کرد. چهارسوی ورودی دژ، با دو ستون کاذب مشخص شده است. بنای دژ، دو و سه طبقه است. اطراف تالار اصلی را هفت اتاق فراگرفته است. در شرق دژ، آب انبارها با طاق جناغی و گهواره ای ساخته شده اند تا بتوانند آب ساکنان دژ را به هنگام محاصره تامین کنند. در شمال غربی، پلکان هایی سرتاسری بوده که اکنون بخش هایی از آن باقی مانده و تنها راه صعود به بخش های مرتفع تر است. روش چفت و بست سنگ ها و نوع ملات ساروج و اندود دیوارها از گچ و خاک قدمت دژ را به روزگار اشکانیان و ساسانیان می رساند. این دژ در قرن های دوم و سوم و تا چند قرن پس از آن مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته و تغییراتی در آن انجام یافته است. اشیای سفالین و لعاب خورده یک دوره استقرار تا اوایل قرن هفتم هجری را نشان می دهد. سکه های مسی کشف شده نیز مربوط به اتابکان آذربایجان و هزارسیبان در قرن ششم و هفتم هجری است. قلعه بابک به سال 1345 با شماره 623 در فهرست آثار ملی، تاریخی و فرهنگی ایران به ثبت رسیده است.

گزارش برنامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 7:10 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
عنوان گزارش : صعود به قله دماوند (ارتفاع 5671 متر ) از مسیر جنوبی

تاريخ اجراء : جمعه 7 شهریور 1393

محل اجراء : استان مازندران – پلور - لاریجان

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

کوهنوردان شركت كننده : آقایان : اسماعیل صابر، زیداله ایقانی نژاد ، عنایت ملایی ،حسین سبیلی ،محمد خلیلی نسب ،قدرت اله وفادار،احدزینالی خانم ها : ناهیده خادم تبریزی ، ناهیده نوظهور ،طیبه ایزدخواه ،فریده سبیلی ، بانو ، بیتا فرج پور،فاطمه علیزاده،سمیه عباسی

بنام خدا

ساعت 17 روز چهارشنبه 5 شهریور با یکدستگاه مینی بوس ( راننده آقای جواد احمدی ) از تبریز به مقصد تهران و در نهایت بارگاه اول دماوند حرکت کردیم . با رانندگی خوب اقای احمدی و همچنین همکاری بچه ها در هماهنگی ها توانستیم به موقع به تهران برسیم و بعد از سوار کردن خانم عباسی از تهران راهی پلور شدیم. بعد از رسیدن به محیط بانی دماوند و پرداخت ورودی به مبلغ 800000 ریال ( مقرر شد بعد از برگشت و تحویل زباله ها یمان مبلغ 400000 ریال عودت گردد ) ساعت حدود 9 صبح به بارگاه اول دماوند یا همان مسجد صاحب الزمان (ع) رسیدیم و بلافاصله بساط صبحانه رو پهن کردیم و دوستانی هم که قرار بود بار اضافی رو به باربرها بدهند اینکار رو انجام دادند وحدود ساعت 10 صبح با توکل به خدا صعود به طرف بارگاه سوم دماوند اغاز گردید. با امادگی خوبی که بچه ها داشتند وبا سرقدمی خوب آقای زید اله ایقانی نژاد در ساعت45 /13 به بارگاه سوم رسیدیم و البته سه مرتبه توقف 5 دقیقه ای داشتیم و همچنین مسیر کوهپیمایی از ابتدا تا انتها پر از خاک و گردوغبار بود . بعد از برپایی چادرها و هماهنگی با بچه ها برای زمان صعود به قله جهت صرف ناهار و استراحت به چادرها رفتیم و البته بعضی از دوستان که بار اولی بود که به دماوند اومده بودند به گشت در اطراف پناهگاه و هم هوایی پرداختند. با اینکه حدس می زدیم دماوند روز پرجمعیتی خواهد داشت اما تعداد کوهنوردان خیلی بیشتر از پیش بینی ما بود و متاسفانه این موضوع باعث تمام شدن آب موجود در بوفه پناهگاه گردید و از طرفی آبی هم که از شیراب کنار پناهگاه می آمد قطع شده و موجب ایجاد مشکلات بعدی شد... شب هنگام تعدادی از همنوردان بعلت ارتفاع زدگی شدیدا بدحال و بیمار شده و از طرفی کم آبی هم کماکان ادامه داشت که با صحبت و مشورت همنوردان قرار بر این شد که همگی اب های کمی که داشتیم جمع کرده و حداقل یک تیم که آماده تر بود راهی قله شود و این در حالی بود که زمان صعود به قله که 3 بامداد قرار گذاشته بودیم بدلایل فوق کنسل شده و حالا ساعت 8 صبح بود که با تیم 10 نفره راهی قله شدیم... با توجه به کمبود اب و تمام شدن آب موجود و از طرفی بدحال شدن یکی دیگر از همنوردان در نزدیکی آبشار یخی ، من و یکی دیگر از دوستان به همراه ایشان بالاجبار مجبور به کم کردن ارتفاع و برگرداندن ایشان به محل کمپ شدیم و دیگر دوستان ادامه مسیر دادند که این دوستان هم علی رغم داشتن آمادگی ولی به دلیل نداشتن آب کافی تا آبشار یخی صعود کردند و فقط یکنفر به نمایندگی از تمام گروه راهی قله شده ودر زمان بسیار خوبی یعنی کمتر از 4 ساعت موفق به فتح قله شده و حدود 5/1 ساعت فرود انجام داد. بعد از رسیدن تیم صعود کننده و صرف ناهار و جمع کردن چادرها در ساعت 15 با سرقدمی آقای زینالی فرود بطرف بارگاه اول اغاز شده وبا توجه به سرعت مناسبی که داشتیم5/2 ساعت بعد به مسجد رسیدیم و بعد از اندک زمانی استراحت و تحویل گرفتن بارها بطرف پایین و به مقصد آبگرم لاریجان حرکت کردیم. در کلیه مراحل صعود و فرود بنده و آقای حسین سبیلی به نوبت عقب دار گروه بودیم و همچنین من و آقای زینالی و خانم رقیه زارع در زمان صعود و فرود کوله کشی داشتیم . حدود ساعت 20 عصر به محیط بانی رسیدیم و بعد از تحویل زباله ها و عودت مبلغ ودیعه ، خانم عباسی از گروه خداحافظی و به تهران بازگشتند و ما هم بطرف لاریجان حرکت کردیم و بعد از رسیدن به لاریجان با صلاحدید بچه ها دو تا استخر خصوصی اجاره کردیم و با ابگرم لاریجان تمام خستگی صعود و فرود در مسیر پر از خاک و گردو غبار را از تن زدودیم . بعد از ابگرم راهی یکی از غذاخوری های لاریجان شدیم و با سفارش کباب لاریجان ادامه سفرمان را خاطره انگیز کردیم و بعد از شام بطرف تهران براه افتادیم اما با توجه به دیروقت بودن و خستگی تک تک نفرات ، در یک پارک زیبا در رودهن چادرهارا برپا و شب مانی کردیم ... صبح روز بعد ، شنبه 8 شهریور راهی تهران شدیم ودر خروجی تهران در یک پارک بساط صبحانه پهن شد و سپس در مسیرمان به شهر زنجان تغییر مسیر داده و در یک رستوران سفارش ناهار آبگوشت و جوجه کباب به سلیقه بچه ها داده شد وبعد از ناهار هم دوباره راهی تبریز شدیم و در ساعت 21 به تبریز و مبدا حرکت رسیدیم و شکر گذار از اینکه توانستیم یک برنامه بسیار عالی در زمان پیش بینی شده انجام برسانیم ... پایان

 



تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 7:27 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
اهمیـت خواب و چگونـگی خوابیـدن: به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد: ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید. ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود. ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند. ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید. ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند. دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 7:10 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

فنون حرکت در کوه
صعود از کوه ورزشی توأم با راه پیمایی است که رکن و پایه اصلی آن حرکت است. آیا می توان در کوه به راحتی قدم برداشتن در خیابانهای شهر حرکت نمود؟

آیا در اینجا نیز می توان پای خود را به زمین سائیده و یا یک پای را جلوی پای دیگر قرار داده و به عبارتی سر به هوا قدم برداشت؟ مسلما خیر.

فرق عمده این است که مسیرهای کوهستانی خیلی به ندرت دارای سطح صاف و هموار است و از این جهت شخص می باید قدم های خود را کنترل و تنظیم نماید.

گامهای متعادل ار خستگی زودرس جلوگیری و انرژی شما را حفظ می نماید. در این نوع حرکت هیچ وقت نباید پای را به زمین سایید یا استخوانها و عضلات را بی جهت به حرکت درآورد. حفظ تعادل باید به صورتی عملی شود که در صورت احساس سستی زمین زیر پا٬ بلافاصله خود را به عقب کشیده و حرکات بعدی بدن را تحت کنترل درآورد. اینجاست که به اهمیت راه پیمایی صحیح در کوهستان واقف می گردیم.

عوامل موثر در راه پیمایی:

تعیین روش صحیح راه پیمایی با عوامل متعددی از جمله قدرت جسمی٬میزان بار٬مسافت و زمان در ارتباط می باشد. لذا برای راه پیمایی صحیح در مناطق گوناگون ٬ نمی توان به شرایطی واحد و یکسان دست یافت ولی عوامل اساسی و مهمی که در راه پیمایی صحیح نقش تعیین کننده ای دارد را می توان به ترتیب زیر بیان نمود

الف-سرعت راه پیمایی و تعین درستی آن

ب-اتخاذ روشی که بر اساس آن سرعت راه پیمایی تنظیم و انرژی بدن ذخیره گردد

ج-استراحت های لازم در خلال راه پیمایی

الف:سرعت راه پیمایی:

توجه به دو قسمت بدن که کنترلهای جداگانه ای را بر روی اندام اعمال می نمایند به ما کمک می کنند تا به درستی سرعت قدم زدن خود پی ببریم٬ در درجه اول ( قلب) ٬ زیرا هرکس به همان سرعتی می تواند حرکت کند که ضربان قلبش اجازه می دهد٬هنگامی که قدم برداشتن مستلزم تلاش زیاد و همراه با افزایش ضربان قلب است این امر نشاندهنده این واقعیت است که سرعت راه پیمایی زیاد است. دوم (ریه ها) ٬ چون شخص می تواند آن مقدار سرعت داشته باشد که ریه هایش اجازه می دهند٬ مسما وقتی که ریه ها با ناامیدی و تلاش زیاد دنبال هوای تازه هستند می توان نتیجه گرفت که سرعت زیاد است. وجود هریک از نشانه های فوق باعث می شود که از سرعت راه پیمایی بکاهیم. لذا به خاطر ارتباط مستقیم توان پاها در راه پیمایی با میزان ضربان قلب و تنفس ریه ها٬ معروف است که پاهای کوهنورد قلب و ریه دوم او می باشند.

سرعت در خلال راه پیمایی متغیر است. در شروع راه پیمایی مخصوصا در صبحها بهتر است که آهسته حرکت نمائیم تا بدن بتواند به خواسته های ما آگاهی یافته و همانگی در بین اعضای مختلف از جمله چشم٬پا٬قلب و ریه ایجاد گردد. بعد از مدتی راه پیمایی شخص آمادگی بیشتری یافته و با نشاط و قدرت بدنی خوبی حرکت می نماید. در واقع ارتباط چشم٬پا٬قلب و ریه به نحو مطلوبی برقرار گشته و با به جریان افتادن خون در بدن٫ عضله ها و اعصاب مربوطه نرم گشته و تحرک بیشتر و بهتری را برای عکس العمل نشان می دهند.

ب:تنظیم سرعت و ذخیره سازی انرژی:

برای آشنایی با نحوه حرکت صحیح در شیبها تصور نمایید که در پایین پلکانی با تعدادی پله ایستاده اید. برای شروع زانوهایتان را حتی المقدور به عقب متمایل نموده و مفصل زانوها را تا حد امکان باز و در یک راستای مستقیم و عمود بر زمین قرار دهید. سپس یک قدم به جلو برداشته و پای عقب را همانگونه راست و به حالت ثابت نگاه دارید. بعد از قرار دادن پا روی اولین پله پای دیگرتان را حرکت داده و قدم بعدی را بردارید. این پایی را که روی اولین پله قرار گرفته می باید به حالت راست و ثابت نگهدارید. این تعویض پاها می باید در تمام طول راه پیمایی رعایت گردد. تا بدین ترتیب سنگینی وزن شما مستقیما بر روی استخوانهای پا قرار گرفته و فشار حاصل حتی المقدور به زمین منتقل گردد. بدین ترتیب هریک از پاها در حین قدم برداشتن برای لحظه ای فرصت استراحت پیدا می کنند. بهتر است که این حرکت را بر روی پله تمرین نموده و سپس آن را در کوه نیز تجربه نمائید. در راه پیمایی گامها باید به صورت موازی برداشته شود و ابتدا کف پا و سپس پاشنه پا بر روی زمین قرار گیرد. بنابراین نباید پنجه پا را از قسمت خارجی و یا ابتدا از پاشنه آن بر روی زمین قرار داد. عضلات پا وظیفه به حرکت درآوردن اهرمها و مفصلها را به عهده دارند٬ نه تحمل سنگینی و فشار حاصله از وزن بدن٬ بدین خاطر توجه به اندازه گامها و فاصله آن با زمین در راه پیمایی بسیار موثر می باشد.

در انجام حرکات ورزشی اندازه های طبیعی بدن نقش به سزایی داشته و به تجربه ثابت شده که اندازه گامهای هر شخص در راه پیمایی برابر با اندازه طبیعی کمر وی می باشد. فاصله گامها از زمین نبایستی از قوزک پا بیشتر باشد چون در غیر اینصورت عضلات در هنگام جابجایی و قدم برداشتن انرژی بیشتری مصرف نموده و زودتر خسته و ناتوان می گردند. دقت بر مسیر راه پیمایی از طریق چشم بسیار حائز اهمیت است و نمی تواند به صورت یک عادت و عمل عادی درآید. کوهستان محیطی است که تحت تاثیر نیروهای طبیعی فراوانی قرار دارد و به عنوان مثال مسیری که یک بار قبلا تجربه کرده ایم ممکن است بر اثر ریزش کوه٬ جاری شدن سیل٬ فرود آمدن بهمن و ده ها عوارض دیگر دگرگون شود. نادیده گرفتن نکات یاد شده فوق ممکن است باعث صدمه دیدن عضلات و مفاصل گردد.

ج:استراحت در خلال راه پیمایی:

در طول ساعات اولیه روز وقتی که هنوز بدن خسته نشده توقفها باید خیلی کم و کوتاه باشد. برای استراحت کنندگان بهتر است در حالت ایستاده قرار گیرند و با تکیه بر یک درخت یا تخته سنگ کوله را از دوش خود بردارند و روپوش به تن کنند و تنفس عمیق انجام دهند و در طول ساعات بعدی راه پیمایی بدن نیازمند استراحت کاملتر است و در این حال راه پیمایان می توانند در یک جای مناسب نشسته و درحالیکه پاها صاف و کشیده بر روی زمین قرار دارد٬ شخص می تواند خوردنی و نوشیدنی از نوع قندی میل نماید. از نظر روانی بهتر است که در بالای شیب استراحت نمایید نه در پایین آن و سعی کنید محلی را انتخاب نمایید که مشرف به مناظر خوبی باشد و امکان عکس برداری را برای شما فراهم سازد.انجام این کار فکر شما را از پاها و عضلات خسته تان باز می دارد. در مناطق مشرف به باد استراحت ننمایید چون وزش باد و هوای سرد عضلات شما را به سرعت می بندد.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 7:37 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

تغذیه در ارتفاع

اصول و مباني:
برخي از اصول تغذيه در ارتفاع، در شرايط محيطي ديگر به ويژه در سرما نيز برقرارند. مهمترين اين اصول چنينند:

1. افزايش دفعات و كاهش حجم وعده هاي غذا
2. تكيه بر مواد قندي به عنوان بهترين منبع انرژي
3. پذيرش خوردن و آشاميدن به عنوان يك وظيفه
4. مصرف مايعات قندي فراوان
5. مصرف كامل ترين و مفصل ترين وعده غذا پس از پايان فعاليت
6. مصرف مواد كم حجم و پرانرژي
7. رعايت تنوع در برنامه ريزي غذايي
8. بهره گيري از چانشي هاي مغذي و اشتها آور

روشن است كه تغذيه در ارتفاع با تغذيه در سرما وجوه اشتراك بيشتري دارد زيرا با هر هزار متر افزايش ارتفاع، حدود هفت درجه از دماي محيط كاسته مي شود. پس سرما و ارتفاع، همراهان هميشگي يكديگرند.

علاوه بر اين اصول مشترك، تغذيه در ارتفاعات ويژگي هايي دارد كه ناشي از تفاوت هاي ارتفاع بالا با محيط هاي كم ارتفاع يا هم سطح درياست، ويژگي هاي مهم ارتفاع را مي توان چنين برشمرد:

1. سرما: كه منجر به لرزيدن شده نياز به مواد قندي را افزايش مي دهد.
2. دشواري كار: كه آن نيز نياز به انرژي و مواد قندي را افزايش مي دهد.
3. خشكي هوا: كه منجر به كم آبي شده نياز به مايعات را افزايش مي دهد. از سوي ديگر كم آبي منجر به كم اشتهايي و كاهش غذاي دريافتي مي گردد.
4. كوه گرفتگي: كه موجب بي اشتهايي وكاهش غذاي دريافتي مي شود و براي پيشگيري و درمان آن بايد مصرف مايعات و قندها را افزايش داد.
5. كمبود اكسيژن: كه هم موجب كم اشتهايي و كاهش دريافت غذا شده هم در سوختن چربي ها اختلال ايجاد مي كند و مصرف بيشتر قندها را ايجاب مي نمايد.

كوه گرفتگي و تغذيه:
حضور ناگهاني در ارتفاع بالاي سه هزار متر غالبا با كوه گرفتگي همراه است كه علامت هايي چون سردرد، بي اشتهايي، تهوع، استفراغ و كسالت دارد. بهترين راه پيشگيري از كوه گرفتگي، هم هوايي تدريجي است كه موجب پيدايش مجموعه اي از سازگاري هاي كاركردي مي گردد تا فرد بتواند با كمترين علايم جسمي به تلاش شديد دست بزند. كوه گرفتگي علاوه بر علامت هاي جسمي، بر رفتار و كارايي نيز تاثير مي گذارد. بيماري تا 48 ساعت پس از حضور در ارتفاع شدت مي يابد و سپس فروكش مي كند. متاسفانه اين دو روز در بسياري از صعودها اهميت حياتي دارد.
در نخستين مرحله حضور در ارتفاع، افزايش سوخت و ساز پايه از يك سو و كاهش مصرف غذا از سوي ديگرموجب مي شود كه حتي با فعاليت معمولي، فرد دچار كمبود انرژي گردد. ضمن صعود سريع به ارتفاعات، مصرف غذا 10 تا 50 درصد كاهش مي يابد كه ميزان دقيق آن به ويژگي هاي شخصي و سرعت صعود بستگي دارد. كمبود اكسيژن نيز عامل مهمي براي كاهش اشتها، كاهش مصرف غذا و كاهش وزن ناشي از آن است. مصرف غذاي كافي در ارتفاع تنها با گزينش رژيم مناسب و غذا خوردن بدون توجه به اشتها امكان دارد.

دارو درماني تاثير چنداني بر كوه گرفتگي ندارد ولي رژيم سرشار از مواد قندي و مايعات فراوان بسيار موثر است. اين رژيم را بايد پيش از حضور در ارتفاع آغاز كرده ضمن صعود ادامه داد تا رفتار و كارايي كوه نورد را بهبود بخشد. مصرف قند در ارتفاع علاوه بر تامين انرژي به برقراري تعادل پروتئين نيز كمك مي كند. ضمنا مصرف قندها در ارتفاع، استقامت بلند مدت را نيز افزايش مي دهد كه علت آن افزايش اكسيژن خون و عقب افتادن تخليه گليكوژن ماهيچه است. از سوي ديگر اكسيداسيون قندها در مقايسه با چربي ها با اكسيژن كمتري نياز دارد.
همه اين مطالب نشان مي دهند كه در ارتفاع و شرايط كمبود اكسيژن، قندها منبع انرژي موثرتر، مناسب تر و كارآمدتري هستند.
از ميان ويتامين ها و كاني ها، نياز به مواد آنتي اكسيدان مانند ويتامين – اي در ارتفاع افزايش مي يابد.
آنتي اكسيدان ها مي توانند گردش خون و كارايي كوه نورد را بهبود بخشند. زيرا جلو پراكسيداسيون چربي هاي غشاي ياخته را مي گيرند و از تخريب گلبول هاي قرمز در اثر شكنندگي پيشگيري مي كنند.
از آنجايي كه حضور در ارتفاع روند خون سازي را تشديد مي كند، نياز بدن به آهن نيز افزايش مي يابد. البته آهن موجود در غذاي معمول براي آقايان كافي است ولي بهتر است خانم هاي كوه نورد از حدود سه هفته پيش از حضور در ارتفاع به مدت شش هفته آهن مكمل مصرف نمايند.

برگرفته از کتاب تغذیه در کوهستان ( از الفبا تا هیمالیا )

تألیف دکتر ابوالفضل جوادی



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 7:35 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
مصرف آب و مايعات آب مهمترين مايع حيات، در يک برنامه کوهنوردي هم نقش اساسي را بازي مي کند. در حالت عادي يک انسان به طور متوسط بين 1 تا 4/1 ليتر آب در شبانه روز مصرف مي کند اما در يک برنامه کوهنوردي که بدن دائم در حال فعاليت و عرق کردن است، بدن به 3 ليتر آب احتياج دارد. (مصرف آب در مورد اشخاص مختلف متفاوت است)

کساني که بيشتر عرق مي کنند، ممکن است بيشتر از يک فرد عادي به آب احتياج داشته باشند، اين افراد ممکن است 4 تا 5 ليتر آب مصرف کنند.در طول يک برنامه بهتر است که در هر استراحت به طور دائم مقداري آب بنوشيم تا اينکه هر چند ساعت يکبار آب زيادي مصرف کنيم.

حتي اگر احساس تشنگي هم نمي کنيد، بهتر است که آب بنوشد. هيچگاه ترس و واهمه اي از نوشيدن زياد آب نداشته باشيد چون بدن به طور طبيعي مازاد آب را دفع خواهد کرد.

متأسفانه تشنگي علامت خوب و درستي در مورد احتياج بدن به آب نيست. ممکن است که بدن به آب احتياج داشته باشد ولي ما احساس تشنگي نکنيم، اين مسئله به خصوص در صعودهاي زمستاني مشهود است. بارها ديده شده که در برنامه هاي زمستاني افرادي هستند که حتي آب همراه خود نمي آوردند و تحت عنوان اين که هوا سرد است و عرق نمي کنيم، آبي نمي نوشند. فراموش نکنيد که اگر کمبود آب بدن، معادل 3 درصد وزن ما باشد، قدرت تشخيص و هوش و حواس ما رو به تحليل مي رود و زماني که معادل 10 درصد وزن ما باشد، خطري جدي براي سلامتي و زندگي ماست. (در اين حالت ممکن است ادامه کمبود آب به مرگ منتهي شود)

نوشيدني ها مانند چاي و قهوه با وجود آن که خود حاوي آب هستند اما به عنوان جايگزين آب توصيه نمي شوند چرا که همين نوشيدني ها نقش مهمي در دفع آب بدن دارند.

در تابستان در مسيرهاي کوهنوردي، چرا گاه ها و گوسفند سراهاي زيادي وجود دارند.هنگام تهيه آب دقت کنيد که آيا آبي که براي نوشيدن بر مي داريد در نزديکي محل چرا گوسفندان قرار دارد و دام از آن آب مي نوشد يا نه؟ چنانچه شک و ترديدي در اين مورد وجود دارد، بهتر است که راه را کمي ادامه داده و از جاي مطمئن تري آب برداريد. گفتني است که در صورت آلوده بودن آب، خطر ابتلا به بيماريهاي روده اي و انگلي وجود دارد.

آب را مي توان در بطري هاي نوشابه حمل و استفاده نمود و بايد مواظب بود که در هنگام بازگشت، اين بطريها در طبيعت رها نشوند.

طرز ساختن نوشابه انرژي زا

با از دست رفتن نمک بدن بر اثر تعرق، تعادل يوني بدن هم به هم مي خورد. از طرفي فعاليت کوهنوردي، قند خون را هم پايين مي آورد. جهت بالا بردن قند خون و جايگزين کردن نمک از دست رفته مي توانيم يک نوشيدني دست ساز درست کنيم که از جهت مزه شايد چندان جالب نباشد اما جبران کمبود قند و نمک بدن را مي کند.

به يک ليتر آب مقدار 25 گرم شکر (معادل يک قاشق غذاخوري يا 15 حبه قند) و 2 گرم نمک اضافه کنيد و هم بزنيد و در طول برنامه از آن استفاده کنيد.

تغذيه و آب در برنامه هاي کوهنوردي در کوهنوردي تهيه و مصرف غذا و آب مسئله بسيار مهمي را تشکيل مي دهد. اصطلاح معروفي است که مي گويد: ما زنده ايم به غذايي که مي خوريم به همين دليل ما بايد بدانيم، چه مواردي را قبل و در طول برنامه بايد استفاده نماييم و مقدار هر کدام از آنها، چقدر بايد باشد و تأثير هر کدام از اين مواد بر روي بدن ما چگونه است؟

متأسفانه حجم کم کوله پشتي و توان و بنيه محدود ما اجازه نمي دهند که همه مواد غذايي را که در زندگي روزمره استفاده مي نماييم با خود به کوه ببريم، بنابراين شناخت ما از مواد غذايي و اين که چه موادي را مصرف يا با خود به کوه ببريم، نکته بسيار مهمي است.

انرژي اي که ماهيچه ها از آن استفاده مي کنند به شکل چربي و هيدراتهاي کربن مي باشد. هيدراتهاي کربن پس از ذخيره شدن در بدن براي يک فعاليت 2 تا 3 ساعت کافي هستند و بعد از آن ذخيره چربي مي باشد که سوخت لازم را براي بدن تأمين مي کند. در يک کار معمولي هيدراتهاي کربن و چربي به طور مساوي مورد استفاده قرار مي گيرند. در زمستان بدن ما به چربي بيشتري احتياج دارد چرا که بخشي از آن بايد صرف توليد گرما بشود. در يک برنامه کوهنوردي تقريباً همه چربي اي که از طريق خوردن کره يا سرخ کردن نيمرو و يا ماهي جذب بدن مي شود، صرف سوخت و ساز بدن مي شود.

مصرف کالري بدن در زندگي روزمره مصرف انرژي براي يک زن که به کار دفتري مشغول است 1800 تا 2000 کالري و براي يک مرد 2000 تا 2400 کيلوکالري مي باشد اما براي يک برنامه عادي کوهنوردي همراه با کوله کشي، روزانه مقدار 4000 کيلوکالري مورد احتياج است. فراموش نکنيد که مصرف انرژي با تغيير ارتفاع، وزن کوله پشتي، وزن و بنيه کوهنورد و طول مدت کوه پيمايي رابطه دارد. هرگاه برنامه کمي فشرده و سنگين تر شود، ممکن است که بدن به 5000 تا 6000 کيلوکالري و حتي در بعضي مواقع به 8000 تا 10000 کيلوکالري انرژي احتياج داشته باشد. براي ما غيرممکن است که بتوانيم اين مقدار انرژي را در عرض يک روز به بدن برسانيم. در اينگونه موارد بايد مقداري غذاي اضافي در روز قبل از برنامه، هنگام ناهار يا شام صرف کرد و بهتر است که اين غذاها داراي مقدار زيادي هيدراتهاي کربن باشند مثل ماکاروني، سيب زميني، برنج و… عمل کساني که سعي مي کنند در روز اجراي برنامه صبحانه زيادي بخورند، نه تنها درست نيست، بلکه اين کار باعث خستگي و سنگين شدن بدن در طول برنامه مي شود، علاوه بر اين 15 ساعت طول مي کشد تا بدن انرژي را در ماهيچه ها ذخيره کند. اين بدين معني است که چيزي که ما در طول روز مي خوريم، بايد وقت کافي جهت جذب شدن در ماهيچه ها را داشته باشد. بعضي ها صبحانه را مهمترين غذا در طول برنامه مي دانند اما نظريه غالب، شام را غذاي مهم و عمده مي داند. اصولاً از 3 وعده غذاي روزانه به نظر عده اي بايد صبحانه 50 درصد ، ناهار30 درصد و شام 20 درصد را تشکيل بدهند، عده اي ديگر معتقدند که صبحانه 20درصد ، ناهار30 درصد و شام 50 درصد نسبت صحيح تري است. مواد سوخت و ساز بدن مشخصات هر کدام از مواد غذايي مورد احتياج بدن و اين که آنها در چه موادي يافت مي شوند به شرح زير است: هيدارتهاي کربن: مهمترين سوخت و ساز بدن براي حرکتهاي سريع و کوتاه مدت که به صورت گليکوژن در ماهيچه ها ذخيره مي شوند و در ماکاروني، برنج، نان، نخود، لوبيا، سيب زميني، خشکبار، و ميوه يافت مي شوند. هرگاه مقدار هيدراتهاي کربن مصرف شده به وسيله مواد غذايي جديد جايگزين نشوند، ذخيره هيدراتهاي کربن تمام مي شود و ماهيچه ها قابليت و کارآيي خود را از دست مي دهند. در اين حالت مقدار قند خون هم کاهش مي يابد که اين عمل خستگي و سردرد را با خود به همراه دارد. نوع ديگري از هيدراتهاي کربن به هيدارتهاي کربن سريع مشهور هستند که در شکلات، کشمش، آب نبات، خرما، مواد قندي، و نان سفيد يافت مي شوند. اين دسته از هيدراتهاي کربن خيلي سريع جذب خون مي شوند و مقدار قند خون را بالا مي برند. قند خون يکي از مهمترين مواد مورد احتياج بدن براي کار کردن سيستم اعصاب و مغز است. انرژي اي که سيستم اعصاب و مغز ما احتياج دارند، فقط در قند خون وجود دارد. پايين رفتن قند خون از يک ميزان مشخص باعث پديد آمدن بيماري هيپوگِلسمي مي شود که علائم آن خستگي، سردرد و گرسنگي است. ادامه کمبود قند خون باعث مي شود که مغز انسان به درستي عمل نکند و ممکن است که در اين حالت انسان تصميمهاي غيرعقلاني بگيرد. گفتني است که اگر اين حالت با سرمازدگي توام باشد، عواقب بسيار وخيمي را به دنبال خواهد داشت. چربي: چربي از سوخت و سازهاي مهم بدن است که در دراز مدت و آهسته تبديل به انرژي مي شود. در يک برنامه دراز مدت اين چربي ها هستند که انرژي عمده را به بدن مي رسانند. يک گرم چربي مقدار 9 کيلو کالري و يک گرم هيدرات کربن 4 کيلوکالري انرژي توليد مي کنند. براي آنکه چربي در بدن مورد سوخت و ساز قرار بگيرد، بايد مقدار مناسبي از آن قبلاً از طريق غذا جذب بدن شده باشد. 20 تا 30 درصد انرژي مصرفي ما بايد از محل چربي بدن تأمين شود. در يک روز برنامه که 4000 کيلوکالري انرژي مصرف مي شود، 800 تا 1200 کيلوکالري آن از طريق چربي تأمين مي شود که اين موضوع به اين معني است که 90 تا 133 گرم چربي بدن ما مورد استفاده قرار گرفته است. بزرگترين ذخيره بدن ما چربي مي باشد و اغلب ما 10 تا 15 کيلوچربي در بدن خود داريم. براي کساني که اضافه وزن دارند، کوهنوردي موقعيت خوبي است تا وزن خود را کم نمايند. اين افراد با مصرف روزانه 1000 تا 1500 کيلوکالري کمتر مي توانند در عرض 5 تا 6 روز يک کيلوگرم از چربي خود را آب نمايند. چربي در شير، گوشت، خشکبار، ماهي، روغن نباتي، روغن زيتون، نارگيل، گردو و مواد لبنياتي موجود است. پروتئين: پروتئين سنگ بناي ساختمان بدن مي باشد که در ضمن انرژي زا نيز هست. پروتئين در گوشت، ماهي ، تخم مغز، و شير موجود است. پروتئين سوخت و سازي هيدراتهاي کربن ندارد و فقط هنگامي که به ما گرسنگي دست مي دهد، بدن آن را به انرژي تبديل مي کند.

نمونه اي از مقدار انرژي در مواد مختلف

* آب، چاي، قهوه صفر کيلوکالري *100 گرم نان سبوس دار 300 کيلوکالري

*100 گرم پنير 17درصد چربي 295 کيلوکالري

*100 گرم ماکاروني 370 کيلوکالري

*100 گرم سوسيس 260 کيلوکالري

*100 گرم شکلات 576 کيلوکالري

*200 گرم عسل 337 کيلوکالري

*100 گرم قيسي خشک 247 کيلوکالري

*100 گرم شکر 400 کيلوکالري *100 گرم بيسکويت کرم دار 480 کيلوکالري

*100 گرم کره 710 کيلوکالري

*100 گرم برنج 180 کيلوکالري

*100 گرم خشکبار 290 کيلوکالري

*100 گرم کشمش 289 کيلوکالري

*100 گرم آلوي خشک 266 کيلوکالري *100 گرم گوشت گاو 160 کيلوکالري

منبع: کتاب آموزش کوه پيمايي و کوهنوردي از مقدماتي تا پيشرفته

تنظيم و تدوين: ايمان پناهي انتشار : بخش ورزشی تبیان , ویکی کوه



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 7:44 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
لیست داروهای مورد نیاز در کیف امداد تیم های کوهنوردی

· استازولامید mg250 و استازولامید mg25 = پیشگیری از کوه گرفتگی ·

دگزامتازون mg 4 = درمان خیزمغزی ، هر6 ساعت ·

نیفیدیپین mg 20 = درمان خیز ریوی و درمان کوه گرفتگی ،هر6 ساعت ·

قطره کلرامفنیکل 1% = درمان برف کوری ، هر2 ساعت 1 قطره ·

سیپروفلوکساسین mg 1000= درمان اسهال ، یک بار در روز ·

کوتریموکسازول 1600 mg320 = درمان اسهال ، یک بار در روز ·

آموکسی سیلین mg 500 = آنتی بیوتیک ، هر 8 ساعت ·

ایبوپروفن mg 400 = مسکن درد دندان ، هر 8 ساعت­ ·

لیدوکائین موضعی 1% = بی حس کننده موضعی ·

متوکلوپرامید mg 25= ضدتهوع ، حداکثر 3 بار در روز ·

دیکلوفناک mg 50 = مسکن وضد درد ، هر8 ساعت ·

استامینوفن mg 325 = مسکن وضد درد · دیازپام mg 2 و دیازپام mg5 = ضدهیجان وخواب آور- قبل ازخواب مصرف شود ·

قطره فنیل افرین % 0.25 = 2 ضد احتقان بینی ، هر 4 ساعت 2 قطره · کواموکسی کلاو mg 5/3= ضدعفونت روزی 2 بار ·

پماد کلوتریمازول = ضدعفونت وضدقارچ و موضعی ، روزی2 بار ·

اسپره اکسی متازولین = ضد احتقان بینی ·

قرص آلتادین = درمان التهاب گلووتحریکات مخاط وخلط آور، هر4 ساعت 1 قرص ·

کرم هیدروکورتیزون 1% درمان آفتاب سوختگی . (1 تا 3 باردرروز) · قرص آلومینیوم ام – جی – اس = ضد اسید معده ، هر8 ساعت ·

سی لاکس mg 750 = مسهل ودرمان یبوست ، یک تا 2 قرص درروز ·

قرص استامینوفن mg500 = مسکن ، هر 6 ساعت یک قرص · قطره آنتی میگرن mg 30 = درمان میگرن ، در هنگام حمله 35 قطره در آب حل شود. ·

قرص ارگوتامین mg 30 = درمان میگرن، هنگام حمله 1 قرص درصورت نیاز بعد از 60 دقیقه 1 قرص دیگر ·

قرص آنتی هیستامین = ضد ­­­حساسیت ، هر 6 یا 8 ساعت · قرص دیفن هیدرامین mg 50 = ضد حساسیت هر6 ساعت ·

ادالت کلد = درمان سرماخوردگی ، هر6 ساعت · پسودوافدرین mg 30 = درمان سرماخوردگی و تقلیل خستگی ، هر6 ساعت · دکسترومتورفان mg 5 = ضد سرفه ، هر 4 ساعت ·

مولتی ویتامین+ مینرال = مکمل غذایی ، روزی یک عدد **

نکته مهم : مصرف با هماهنگی پزشک

منبع وبلاگ کوهنورد آزاد : http://ehsimi.blogfa.com



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 7:13 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

مسیر جنوبی:

این مسیر از ساده ترین و قدیمی ترین مسیرهای دست یابی به قلۀ کوه دماوند است. دسترسی به مسیر جنوبی صعود، از طریق پلور و رینه امکان پذیر است. در نیمه های جادۀ آسفالتی متصل کنندۀ این دو نقطه به یکدیگر، مسیری خاکی و ناهموار به سمت شمال وجود دارد که با تابلویی کوچک مشخص شده است. این مسیر به گوسفندسرا و مسجد صاحب الزمان واقع در ارتفاع 3000 متری منتهی شده که مبدا صعود به قلۀ دماوند از مسیر جنوبی است. پس از آن، مسیر به سمت بارگاه سوم در ارتفاع 4150 متری ادامه می یابد. برای حمل بار در این فاصله می توان از چهارپایان استفاده کرد. پس از بارگاه سوم و ادامۀ مسیر از سمت چپ آبشار یخی، به تپه گوگردی می رسیم که حاصل آخرین فعالیت های آتشفشان دماوند است. گاز گوگرد از حفره های متعدد سنگ های گوگردی پراکنده در این ناحیه متصاعد شده و سبب سوزش چشم و گلو می شود. ادامۀ مسیر در یک شیب نسبتا تند به قله ختم می شود.

میانگین زمان لازم برای طی کردن فاصلۀ بارگاه اول تا بارگاه سوم 4 ساعت و از بارگاه سوم تا قله 6 ساعت می باشد.

قرارگاه رینه:این بنا که به مکان چای خوری موسوم بود، بعد از شهریور سال 1320 به صورت متروکه باقی مانده بود و سپس به فدراسیون کوهنوردی واگذار شد. این مکان به همت فدراسیون کوهنوردی کشور در سال 1348 به عنوان پناهگاه بازسازی شد. ساختمان اصلی آن در سال 1366 ساخته شده که مکانی است برای مستقر شدن صعود کنندگان از جبهۀ جنوبی. روانشادان علی و فرامرز فرامرزپور سال ها به عنوان مسئول این قرارگاه در راهنمایی کوهنوردان سراسر کشور به قلۀ دماوند سهم بسزایی ایفا نمودند.د ی

این پناهگاه و استراحتگاه در جنوب خیابان اصلی شهر، در ارتفاع 2080 متری قرار دارد. این مکان نخستین نقطۀ صعود از جنوب یا جنوب شرقی کوه است و گنجایش 30 نفر را دارد.پ ن

مسجد و گوسفندسرا

دومین مکان برای صعود به کوه دماوند از جبهۀ جنوب، ساختمان مسجد صاحب الزمان است. این مکان در ارتفاع 3050 متری قرار دارد و در نزدیکی گوسفندسرایی واقع شده. این مکان گنجایش 50 نفر را دارد و دارای نمازخانه، سرویس و محل استراحت کوهنوردان می باشد. فشار هوا 610 میلی متر جیوه است. این مسجد در سال 1371 ساخته شده است.

بارگاه سوم: سومین پناهگاه در یال جنوبی دماوند، بارگاه سوم با ارتفاع 4150 متر است. بنای فلزی این پناهگاه در سال 1345 در ارتفاع 4150 متری ساخته شد که در زمان خود پناهگاهی مجهز به شمار می آمد. این پناهگاه به علت سقوط بهمن بزرگی در زمستان سال 1351 از بین رفت و دوباره یک سال پس از آن، یک بنای سنگی جایگزین آن شد.  گنجایش آن حداکثر برای 30 نفر است و در پیرامون آن مکان هایی برای چادر زدن وجود دارد. فشار هوا در بارگاه سوم 540 میلی متر جیوه است.

مجتمع کوهنوردی دماوند:این پناهگاه 50 متر بالاتر از پناهگاه بارگاه سوم قرار دارد. کار ساخت این مجتمع از سال 1385 شروع شد و در 8 شهریور 1387 گشایش یافت. مساحت آن 460 مترمربع است و 200 نفر ظرفیت دارد. این بنا در ارتفاع 4200 متر ساخته شده است. امکانات آن  عبارت است از :

اتاق های کمک های اولیه، انبار کوله، انبار عمومی، غذاخوری، آشپزخانه، ظرفشویی کوهنوردان، اتاق مدیریت، اتاق خواب عمومی، اتاق خواب اختصاصی و سرویس بهداشتی عمومی.

مجتمع کوهنوردی دماوند

مسیر شمالی

برای صعود از این مسیر، پس از ادامۀ مسیر در جادۀ هراز به سمت شمال کشور و پس از عبور از گزنک و پشت سر گذاشتن تقریبا 7 کیلومتر از روستای بعدی، یعنی بایجان، به دوراهی روستای ناندل و دلارستاق در سمت چپ جادۀ اصلی می رسیم. وارد این مسیر خاکی شده و مسیر را تا رسیدن به روستای ناندل ادامه می دهیم.

مسیر شمالی از یال شمالی کوه دماوند واقع در دشت چم بن با شیبی ملایم و خاکی آغاز شده و در پی سینه کشی ملایم به جان پناه اول و در ادامه بر روی یال سیاه رنگی در میان صخره های سنگلاخی بزرگ و کوچک در فاصلۀ نزدیکی با یخچال دوبی سل، به جانپناه دوم می رسد. پس از آن، مسیر یال با قوسی به سمت شمال شرق مایل شده و از طریق صخره های آتشفشانی کوچک و بزرگ به مسیر شمال شرق متصل می شود و به قله می رسد. د ی

دسترسی به آب آشامیدنی در جبهۀ شمالی کمی مشکل تر از مسیرهای دیگر است و ممکن است برای تهیۀ آب، نیاز به ذوب کردن برف باشد.

خانۀ کوهنورد ناندل با مساحت حدود 50 مترمربع در روستای ناندل قرار دارد و در سال 1358 ساخته شد. ظرفیت آن بین 30 تا 40 نفر می باشد که دارای آب، برق، تلفن و امکانات رفاهی دیگر می باشد. از این مکان می توان به جبهۀ شمالی و شمال شرقی کوه دماوند و یال سرداغ دسترسی داشت.

 جانپناه های مسیر شمالی

در مسیر شمالی دو پناهگاه وجود دارد که به صورت فلزی ساخته شده اند. نخستین پناهگاه در ارتفاع 3850 متری قرار دارد که در سال 1360 ساخته شده و مجهز به دو طبقه تخت چوبی است و گنجایش 15 نفر را دارد. فشار هوا در این مکان 550 میلی متر جیوه است.

دومین پناهگاه در ارتفاع 4800 متری قرار دارد که بدون طبقه و تخت چوبی است و 15 نفر گنجایش دارد. فشار هوا در این پناهگاه 490 میلی متر جیوه است. پ ن


 مسیر  شمال شرقی

آغاز مسیر شمال شرقی، از روستای گزانه ( گزنه ) است. این مسیر در امتداد رودخانۀ تلخ رود و با عبور از میان باغ ها و مزارع در دشتی فراخ به چشمۀ اسپه می رسد. ادامۀ مسیر، در بالای تپه ای مرتفع در زیر قلۀ منار و روبروی درۀ یخار، به گوسفند سرا و چشمۀ معروف استله سر می رسد که مکان مناسبی برای شب مانی است. ادامۀ مسیر شیب تندی دارد که با زیکزاک های بلند پشت سر گذاشته می شود و پس از عبور از قلۀ منار به پناهگاه تخت فریدون متصل می شود. پس از ادامۀ مسیر در امتداد درۀ یخار به ارتفاع 5400 متری رسیده که با مسیر شمالی در این نقطه مشترک شده و به قله می رسد.د

پناهگاه تخت فریدون

پناهگاه تخت فریدون در کمرکش یال شمال شرقی و بر فراز خاک های زرد رنگ، در ارتفاع 4320 متری توسط گروهی از کوهنوردان دانشکدۀ فنی در سال 1355 ساخته شد که دارای طبقه های چوبی است. تمامی مصالح این بنا از سنگ است. این پناهگاه دو طبقه می باشد و آب مصرفی کوهنوردان از چشمۀ کوچکی در جناح شمالی آن تامین می شود. پناهگاه تخت فریدون گنجایش 25 نفر را دارد و در پیرامون آن امکان چادر زدن وجود دارد. این مسیر به سوی قله، پر از صخره، قلوه سنگ، برف و یخ است و دارای چشمه های زیادی است. فشار هوا در این نقطه 530 میلی متر جیوه است.


مسیر غربی

برای استفاده از مسیر غربی باید در جادۀ هراز از طریق پلور وارد جادۀ سد لار شده و از کنار تابلوی پناهگاه سیمرغ وارد جادۀ خاکی و ناهموار منتهی به پارکینگ در منطقۀ ورارو شویم. مسیر در سینه کش ملایم رودخانه ای کوچک به سمت پناهگاه سیمرغ ادامه می یابد. پس از پناهگاه سیمرغ با عبور از یخچال و از میان سنگلاخ ها و تکه سنگ ها و خاک های گوگرد، صعود را ادامه داده و با صعود از یک شیب تند سنگلاخی به قله می رسیم. ر د

قرارگاه پلور

قرارگاه پلور، در ارتفاع 2270 متری از سطح دریا، در زمین بزرگی واقع در ابتداری جادۀ سد لار، نرسیده به دوراهی رینه و به صورت سالن سوله با وسایل و تجهیزات مناسب ساخته شده است. این بنا شامل خوابگاه، سرویس های بهداشتی، دیوارۀ سنگ نوردی و پارکینگ است که توسط فدراسیون کوهنوردی کشور ساخته شده است.

پناهگاه سیمرغ

این پناهگاه در جبهۀ غربی دماوند و در ارتفاع 4200 متری قرار دارد. پناهگاه سیمرغ در سال 1372 از سنگ و آهن در دو طبقه و مساحت مفید 50 متر ساخته شده است و گنجایش 40 کوهنورد را دارد که دارای استحکام خوبی است. فشار هوا در پناهگاه سیمرغ 540 میلی متر جیوه است.

منبع : اینترنت



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 12:17 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

برنامه صعود به قله دماوند موند به هفته اول شهریور (یعنی 6 الی 8 شهریور ) ،همون تاریخی که قبلا قرار بود اجرا بشه و بدلایلی عوض شده بود !!!، دیگه بهیچ عنوان تغییر داده نخواهد شد. ضمنا دوستان توجه کنند فقط کسانی که تا روز جمعه همین هفته ( 24 مرداد ) واریز کنند و قطعی کنند برنامه ریزی خواهند شد.