تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 7:5 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
 

 

عنوان گزارش : صعود به قلعه پشتو

تاريخ اجراء : جمعه 25 مهر ماه 1393

محل اجراء : استان آذربايجانشرقي ، شهرستان اهر ، منطقه هوراند، روستای پشتاب

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

کوهنوردان شركت كننده :

آقایان : محمد خلیلی نسب ، زیداله ایقانی نژاد ، عنایت ملایی ،قدرت اله وفادار،حسین سبیلی، محمد ابراهیمی ، محمود سبیلی،فرشادوفادار ،امیرحمیدی فر

خانم ها : بانو ، ناهیده نوظهور ، بیتا فرج پور،فریده سبیلی، شهروزعلیزاده،تیناخلیلی

بنام خدا

يكي از با ارزش ترين و جذاب ترین آثار تاريخي بخش هوراند از شهرستان اهر قلعه پشتو يا پشتاب است كه بر بلندترين كوه بين روستاهاي پشتاب و كوجان قرار گرفته است . روستاي پشتاب در 12 كيلومتري غرب هوراند و 50 كيلومتري اهر واقع شده است.. قلعه از هر چهار طرف توسط پرتگاههایی احاطه شده و تنها راه ورودي به قلعه معبري است از سمت شمال با 220 پله سنگي. ساعت 20/6 دقیقه صبح ازمیدان بسیج تبریز حرکت خودمون را آغاز می کنیم.با رانندگی خوب آقای جواد احمدی ساعت 8 به اهر می رسیم و از نانوایی های بیشمار اهر یکی را انتخاب کرده و نان می خریم و از میدان اهر بطرف جاده آبش احمد ،هوراند ادامه مسیر می دهیم .بعد از گذر از روستاهای نواسر،مجیدآباد و طی حدود 50 کیلومتر از اهر راس ساعت 9 به ابتدای جاده ورودی روستای پیشتاب می رسیم .جاده ای با شیب تندو پیچ در پیچ و باریک که تا روستا آسفالت شده و حدود 200 متر خاکی مانده است.10 دقیقه بعد به محل پارک مینی بوس که منطقه ای زیبا با درختانی بزرگ که چشمه آبی هم در آنجا جاری است می رسیم .تغییراتی نسبت به سال قبل مشاهده می شود من جمله ساخت تعدادی آلاچیق در این محل . گروهی قبل از ما در منطقه حضور دارد که متوجه می شویم گروه کوهنوردی اطهر به سرپرستی اقای رضا گهرگستر هست که در حال صرف صبحانه هستند و خوش وبشی هم انجام می شود و نیم ساعتی برای صرف صبحانه توقف می کنیم و سپس صعود بطرف قله آغاز می شود. ما مسیر دره را برای صعود و مسیر عمومی را برای فرود انتخاب می کنیم .در قسمتی از مسیر مجبوریم از یک ارتفاع 3متری دست به سنگ بالا بریم و بازهم ادامه مسیر می دهیم . این مسیر از مسیرعمومی کمی سخت تره اما در عوض کوتاه تر و زیباتره وبا وجود صخره هایی نسبتا بزرگ بنوعی فنی هم هست. ساعت 11 به پای دیواره بزرگ و باابهت قلعه می رسیم . با توجه به اینکه هرچهار طرف قلعه پرتکاه هست و صعود به قلعه فقط از یه معبر کم عرض امکانپذیره و از سایر نقاط ، صعود به اون بدون استفاده از تجهیزات سنگنوردی امکانپذیر نیست ، دیواره صخره ای قلعه رو دور می زنیم و در پشت دیواره و طی مسافت دو دقیقه ای به نردبان فلزی که توسط کوهنوردان استان تعبیه و نصب شده می رسیم. بعد از بالا رفتن از نردبان وارد معبر بسیار کم عرضی می شویم که باید چسبیده به سنک اون قسمت رو رد کنیم. در بخشی از این مسیر سیم بوکسلی روی سنگها نصب شده که بعنوان طناب ثابت بکار برده می شود.در طول مسیر هم باز به جاهایی می رسیدیم که مجبور می شویم دست به سنگ بشیم و خودمون رو بالا بکشیم . کلا مسیر قلعه صعب العبوره و صعود به اون برای افراد مبتدی خطرناکه والبته در زمستان بدون تجهیزات مخصوص یخنوردی طی این مسافت (از نردبان فلزی تا بالای قلعه) خیلی خطرناک هست واصلا توصیه نمی شود . بالاخره ساعت 30/11 به بالای قلعه رسیدیم ، چیزی ازقلعه باقی نمانده، تنها آثار باقی مانده از آن، پله های سنگی و تعدادی حفره های کوچک و بزرگ در بالای قلعه است که گویا برای روشن کردن آتش و علامت دادن بوده و شاید هم برای انبارکردن آب باران... از شواهد موجود بنظر می رسد این قلعه مسکونی نبوده و بیشتر حالت دیده بانی داشته اما در کل ارزش دیدن را دارد و با وجود صخره های بزرگ و بعضا توخالی زیبا دیده می شود.در انتهای نردبان فلزی تابلویی نصب شده که نشاندهنده سقوط یک دختر بچه 12 ساله بنام فاطمه ،به پایین است که گویا در سال 1389 این اتفاق افتاده و فاتحه ای هم نثار روح این کوهنورد نوجوان می کنیم. بعد از گرفتن عکس یادگاری و همچنین گشت در قسمتی از دیوار قلعه ،ساعت 45/13 فرود آغاز و در مسیر عمومی با یک توقف چند دقیقه ای در ساعت 45/14 به محل توقف مینی بوس می رسیم. بعد ازصرف ناهار و اندکی استراحت بالاخره ساعت 40/15 بطرف اهر حرکت می کنیم و بعد از توقفی کوتاه در اهر حرکت خودمان را به تبریز ادامه می دهیم. در داخل مینی بوس جشن صعود به همراه خرید بستنی توسط آقای ابراهیمی و صرف میوه انجام می شود. ساعت 30/19 به تبریز می رسیم. خداوند را شاکریم که بازهم فرصت یکروز درکنار هم بودن و استفاده از طبیعت زیبای خلقت را برایمان عطا فرمود.

پایان



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 | 7:25 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن ، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه کسی است که سعی می کند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند. شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمی توانید. این یکی از اصلی ترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید : “این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن!

رینهولد مسنر



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 8:31 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
جلال رابوکی برای جامعه کوهنوردی ایران خصوصا کوهنوردان دهه شصت و هفتاد نامی آشناست. انگار نام وی و دماوند پیوندی ابدی ساخته در ذهن هایمان. جلال در شاخص ترین صعود زندگی اش در یازدهم مرداد 1380 درمدت زمان 26 ساعت و پانزده دقیقه قله دماوند را از چهار جبهه صعود کرد. بیست و شش ساعت ... بیست و شش ساعت ... همیشه چون پتکی بر سرم کوبیده میشد. مگر ممکن است؟!! او برنامه اش را در بیست و شش ساعت انجام داده بود. یعنی صعودش از گوسفندسرای جنوبی شروع و در همان نقطه ختم شده بود. او حتی وقتهای استراحت و فرودش را نیز جز زمان برنامه ای که قرار بود یک رکورد باشد ، محاسبه کرده بود. یاد خودمان افتادم که همیشه تایم صعودهایمان را منهای ساعتها و دقیقه های استراحت و البته حذف زمان فرود اعلام میکنیم. مثلا صعود توی چهار ساعت و پنجاه دقیقه یا صعود در هفت ساعت و نیم یا ... حتی شده گاهی نقطه شروع صعودمان را از بارگاه محاسبه میکنیم. مثلا در صعود چند جبهه در چند روز یکی از دوستان کوهنورد که در تابستان امسال انجام شد ، مبدا حرکت را از ارتفاع 4200 متری محاسبه کرده بود با این توجیه که آنجا بیس کمپ دماوند است و همه صعودهای مهم دنیا از بیس کمپ آغاز میشود. در حالی که در عنوان برنامه اش هیچ اسمی از صعود از مبدا پناهگاه ها نبرده و فقط میگوید چهارجبهه در فلان روز! نمیدانم کدام استدلال درست تر است. بیس کمپ دماوند بارگاه سوم است یا گوسفندسرا یا پلور؟! نمیدانم بیس کمپ جایی است برای مدیریت و پشتیبانی برنامه ها یا خوابگاهی نرم و بوفه ای گرم ؟! فقط میدانم یاد جلال رابوکی و صعود و فرود جسورانه اش در بیست و شش ساعت ، تمام غرورمان را له میکند.

 یادی کنیم از آن صعود بزرگ از زبان آن مرد بزرگ :

 پنجشنبه یازدهم مرداد ماه هشتاد، ساعت دو و ده دقیقه بامداد گوسفندسرای احسانی را به آرامی ترک می کنیم. نور مهتاب همه جا را روشن کرده بود. ما 7 نفر بودیم همگی بجز یک نفر قصد صعود چند جناح را داشتند، به زودی در شیب کوه قرار می گیریم. پرتو نور مهتاب چنان است که گویی در پهنه آسمان قرار گرفته اید. حرکت ما به طرف بارگاه سوم به آهستگی صورت می گیرد و این بیشتر به واسطه تاریکی شب است، هر از گاهی صدای سگهای گله چوپان سکوت کوهستان را می شکست و در بالای دره سنگی، آنها سرانجام به استقبال ما آمدند. در ساعت سه و ده دقیقه از دره دوم عبور کردیم و در مسیر پناهگاه قرار گرفتیم. بعد از اینکه از صخره های مشرف بر پناهگاه عبور کردیم بر روی گردنه ای می رسیم کـــه کافردره را در سمت راست خود می بینیم، آبشار یخی هنوز در خواب صبحگاهی است. بسیاری از کوهنوردان در راه قله به چشم می خورند. هوا در اینجا رفته رفته روشن می شود. در آبشار یخی به انبوهی از صعودکنندگان برمی خوریم که شامگاهان راه قله را در پیش گرفته بودند. ما اکنون از آنها عبور می کنیم. به هر صورت ما در ساعت 10/8 دقیقه به قله می رسیم و 30 دقیقه برای صبحانه و استراحت در روی قله توقف می کنیم و در آنجا مقداری از بارها مثل مواد غذایی و چیزهای دیگر را در جناح غربی قله جاسازی می کنیم و آنگاه در مسیر فرود جبهه غربی قرار می گیریم و در ارتفاع پنجهزار متری پس از گذشتن از کاسه بزرگ جنوب غربی به صخره های زیرقله و به پناهگاه می رسیم. بعد از 45 دقیقه استراحت در پناهگاه به طرف قله حرکت می کنیم. در ساعت اول با گامهای آهسته و بدون توقف پیش می رفتیم. در ساعت دوم گامها را سریعتر می کنیم. در ساعت سوم صعود به گروههایی بر می خوریم که قبلاً آنها را در هنگام فرود دیده بودیم که به طرف قله می رفتند به آنها روز به خیر و خسته نباشید می گوییم و از کنار آنها به آرامی گذر می کنیم. کمی بالاتر حدود ده دقیقه استراحت می کنیم و آنگاه گامهای سریعتری بر می داریم و به سرعت خود را به قله می رسانیم در آنجا کمی استراحت می کنیم تا اینکه به طرف جناح شمالی سرازیر می شویم. فرود از صخره های سیاه مشرف بر یخچال سیوله خیلی دل انگیز و نشاط آور است. در عبور از مرحله دوم فرود پس از عبور از این قسمت به ناحیه ای هموار می رسیم. کمی بعد در جانپناه دوم شمالی قرار می گیریم. بعد از استراحتی کوتاه پناهگاه را به سوی قله ترک می کنیم. در زیر ستونهای گوگردی قله هستم که با دسته ای از زاغهای بلندپرواز قله روبه رو می شوم. آنها با دیدن من جیغ زنان حضورشان را اعلام می دارند. بعضی از آنها به طرف من شیرجه می زنند و از روی سر من عبور می کنند. این حرکات را من کمتر در این پرندگان دیده بودم. این صحنه هایی بود که مرا به یاد سالهای دور می انداخت. در بیست و پنجم شهریورماه سال شصت همین زاغهای سیاه باعث پیدا کردن جسد کوهنوردی در دره یخار شدند و این بار کمی به عقب بر می گردیم و سال 57 و درهمین جبهه شمالی شادروان تقی فخر فاطمی بر اثر سقوط در ارتفاع پنجهزار متری درگذشت، جسد او مدتها در بالا ماند. بارشهای برف مانع از پیدا شدن او می شد تا اینکه روزی برای پیدا کردن او اقدام کردیم و به اتفاق مرحوم عبدالله عزیزی خیلی از جاها را جستجو کردیم و زمانی که می خواستیم جستجو را متوقف کنیم من کمی از دیگران جلوتر می رفتم به ناگاه چند زاغ سیاه را دیدم که در یک نقطه پرواز می کنند و هر ازگاهی بر همان نقطه بر زمین می نشینند. با کنجکاوی به طرف آنجا رفتم و با جسد خون آلود تقی فخر فاطمی روبه رو شدم. جالب اینکه این زاغها هیچ صدمه ای به او نزده بودند. بعد از پشت سر گذاشتن زاغها و عبور از باند شمالی به قله پا می گذارم، در اینجا وسایل اضافی را که مقداری هم شامل مواد غذایی می شود بر روی قله و در مسیر شمال شرقی قرار می دهم، خوب من برای برگشتن بر روی قله می بایست که انرژی کمتری را مصرف می کردم حال در صورتی که ساعت 45/6 دقیقه را نشان می داد سبکبار در مسیر فرود قرار می گیرم. این در صورتی بود که زمان سریعی را از جانپناه شمالی طی کرده بودم یعنی زمانی کمتر از دو ساعت و چهل و پنج دقیقه، و اکنون با این امید که توانایی بالا آمدن از تخت فریدون را دارم به پایین می روم. در ساعت هشت به پناهگاه تخت فریدون می رسم. ارتفاع این پناهگاه درحدود چهار هزار و چهارصدمتراست و دارای چهار مسیر صعود است. دو مسیر آن در جبهه شمال شرقی و دو مسیر دیگر آن هم در جبهه شمالی واقع شده ، در اینجا پس از سی دقیقه استراحت، پناهگاه را به سوی قله ترک می کنم. ساعت بیست و پنج دقیقه بامداد است که بر روی قله تک و تنها می ایستم و به پاس این نعمتها شکرگزاری می کنم. در کنار حوضچه گوگردی جدیدی که بوی تعفن از آن خارج می شد زانو می زنم و سجده شکر به جا می آورم. به هر تقدیر از جبهه جنوبی با آرامش فرود می آیم. درحین پایین آمدن احساس می کنم که سرما بدن مرا کرخ کرده است، بعد از آن به راحتی از آبشار یخی هم عبور می کنم و در کنار سنگی توقفی کوتاه کرده و مقداری میوه و شکلات می خورم. از بام برفی به این طرف هیچ چیزی نخورده بودم. در نزدیکیهای پناهگاه جنوبی رفت و آمدهای زیادی به چشم می خورد. ساعت دو و سی و پنج دقیقه بامداد است به اولین دسته از کوهنوردانی که به طرف قله حرکت کرده اند روبه رو می شوم و به آنها صبح به خیر می گویم، پس از گذشتن از گذرگاه کافردره و عبور از صخره های سرخ لت به گوسفندسرای میانی می رسم، در این جا مورد حمله سگهای گله چوپان قرار می گیریم. آنها در تعقیب من لحظه ای هم درنگ نمی کنند. در این وادی از چوپان گله هم خبری نبود. به هر ترتیب فرار به سلامت از این معرکه خود یک حکایتی است، شب هنوز به پایان نرسیده بود که به گوسفندسرای عمو احسان یا بهتر بگویم پایگاه اصلی می رسم، ساعت چهار و سی دقیقه بامداد را نشان می داد. تمامی طول شب و روز راه پیمودم و زمان از بیست و چهار ساعت هم گذشت. با توجه به اینکه حرکت ما ساعت دو و پانزده دقیقه روز قبل آغاز شده بود جمعاً بیست و شش ساعت و پانزده دقیقه زمان رفت و برگشت به طول انجامید. گوسفندسرا هنوز در خواب به سر می برد، ولی کوهنوردانی هم بودند که در این آغاز صبح، پایگاه را به سوی بارگاه سوم ترک می کردند. برنامه صعود چهار جبهه در اینجا خاتمه پذیرفت.

منبع مطلب : وبلاگ آناپورنا



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 8:36 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
قلعه پشتو

 زمان:جمعه 25 مهر 1393

موقعیت جغرافیایی : استان آذربایجانشرقی ، بخش هوراند

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

نوع برنامه : کوهپیمایی سبک ، بازدید قلعه

(برای مشاهده اطلاعات بیشتر کلیک نمایید)



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 7:17 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
عنوان گزارش : صعود به قله جام و سهند ( 3650 متر )

 

 تاريخ اجراء : جمعه 4 مهر ماه 1393

محل اجراء : استان آذربايجانشرقي ، شهرستان مراغه ، جاده داش آتان،روستای کرده ده

سرپرست برنامه : محمد خلیلی نسب

کوهنوردان شركت كننده : آقایان : محمد خلیلی نسب ، زیداله ایقانی نژاد ، عنایت ملایی ، محمد ابراهیمی ،مرتضی صارم، محمود سبیلی،امیرحمیدی فر،رضاالیاسی خانم ها : بانو ، ناهیده نوظهور ،طیبه ایزدخواه ، بیتا فرج پور،فریده سبیلی، حمیرا صفری ، ناهید صفری، روشنک هوشمند (مهمان از تهران )

بنام خدا

ساعت 5:45 دقیقه صبح از جلوی تراکتورسازی تبریز بطرف شهرستان مراغه حرکت کردیم ،بعد از گذر از شهرستانهای ایلخچی، آذرشهر، عجبشیر،بناب به مراغه رسیدیم (در مراغه حدود 40 دقیقه بخاطر دریافت صورتحساب توسط راننده مینی بوس معطل شدیم) این در حالی بود که باران هم شروع به باریدن کرده بود ، هر چند پیش بینی اداره هواشناسی این بود که از ظهر شاهد هوای آفتابی خواهیم بود که البته اینچنین هم شد. از مراغه در جاده هشترود ،کیلومتر 13به سمت راست و بطرف جاده داش آتان تغییر مسیر دادیم و بعد از روستاهای مردق،میمونق،ینگجه و بالاخره روستای کرده ده به ابتدای جاده خاکی منتهی به پای کوه جام و سهند رسیدیم . تا اینجای مسیر دو طرف جاده باغ های سیب قرار دارد که سیب های سرخ و زرد چشم هر رهگذری را خیره می کند و دوست داری دستت را دراز کرده و از سیب ها بچینی... باران قطع شده بود اما جاده خیس ،لغزنده و گلی بود و همین باعث شد مینی بوس نتونه سربالایی ابتدای حاده رو طی کنه و هل دادن ماهم کارساز نبود و باالاجبار مجبور شدیم کوله هامونو برداریم و در جاده خاکی بطرف پای کوه سهند یا همون منطقه قرخ بولاخ با شیب ملایم وبا سرقدمی خانم سبیلی پیاده روی کنیم. با توجه به اینکه چند سال پیش هم این جاده رو رفته بودیم و می دونستم حدود 13 کیلومتر تا قرخ بولاخ فاصله هست و با توجه به گذشت زمان حدس می زدم نتونیم قله رو صعود کنیم اما با اینحال به مسیر ادامه دادیم ،البته به جز شیب تند ابتدای جاده خاکی بقیه جاده رو صاف کرده بودند و نسبت به چند سال پیش خیلی تمیزتر بودبطوریکه یک سواری هم میتونست راحت تردد کنه ، در این حال یک گروه بزرگ دوچرخه سواری از مراغه به همراه یک مینی بوس و یک وانت برای اجرای برنامه ای از کنارمان رد شدند و کمی جلوتر توقف کرده و هم از دوچرخه سواران و هم از گروه ما با آب میوه پذیرایی کردند. حدود یک ساعت پیاده روی کرده بودیم که تصمیم گرفتیم برای صبحانه توقف کنیم که دیدیم مینی بوس از شیب جاده گذر کرده و بطرفمان در حرکت است همه بچه ها با دیدن مینی بوس روحیه گرفتند و سوار شده وتصمیم گرفتیم در منطقه قرخ بولاخ صبحانه بخوریم . حدود ساعت 30/11 به قرخ بولاخ رسیدیم و بلافاصله بساط صبحانه پهن شد و نیم ساعت بعد یعنی درست ساعت 12 ظهر صعود بطرف قله آغاز شد. با توجه به اینکه زمان صعود بصورت ناخواسته ای خیلی دیر شروع گردید تصمیم گرفتیم به دو تیم تقسیم بشویم تا حداقل یک تیم هر دو قله رو صعود داشته باشند که تیم اول به تعداد 11 نفر به سرپرستی محمد ابراهیمی و زیداله ایقانی نژاد راهی قله شدند و تیم دوم به تعداد 5 نفر به سرپرستی خودم از پشت سر آنها رفتیم .مقداری از مسیر از محل توقف مینی بوس تا پای کوه پراست از سنگ های ریز و درشت و سپس راه پاکوب نمایان می شود ،در سراسر مسیر صعود باد به شدت می وزید اما هوا آفتابی بود ولی بالای قله مه آلود و ابرهای سیاه هم از غرب به شرق در حرکت بودند .برای رسیدن به قله ،مقدار مسیر صعود زیاد نیست اما تمام مسیر را بایستی در شیب نسبتا تندی صعود نماییم .بعد از رسیدن به خط الراس دو قله سمت راست بطرف قله جام و سمت چپ به طرف قله سهند منتهی می شود.راس ساعت 14 تیم اول قله جام را صعود کرده و تعدادی از آنها در کنار چاه مقدس به استراحت پرداخته و 3 نفر هم راهی قله سهند گردیدند و ما هم با 45 دقیقه تاخیر خودمان را به آنها رساندیم .وقتی ما به قله جام رسیدیم دوستان دیگرمون هم از قله سهند برگشتند و ساعت هم 30/15 بعد ظهر را نشان می داد . تصمیم گرفتیم درحال استراحت، مختصر ناهاری هم بخوریم و فرود به پایین را انجام دهیم . هوا سرد بود و قبل از رسیدن ما در بعضی جاها هم اندکی برف باریده بود و آب چاه کاملا یخزده بود و برای اینکه احتمال می دادیم هوا سردتر شود و به تاریکی برنخوریم فرود را آغاز کرده و از همان مسیر بطرف پایین سرازیر شدیم . راس ساعت 30/18 همه در محل توقف مینی بوس بودیم و بطرف مراغه حرکت کردیم در حالیکه هوا روبه تاریکی می رفت . در مسیر برگشت بچه ها جشن صعود انجام دادند و نزدیکی آذرشهر برای خرید بستنی توقف 15 دقیقه ای داشتیم و بالاخره ساعت حدود 23 به تبریز رسیدیم . حضور تیم دوچرخه سواری مراغه همچنین برخورد با شخصیت بالای دوچرخه سواران و کادر مسئولانشون و پذیرایی که کردند و نیز تمیزی وعاری از زباله بودن تمام مسیر صعود و فرود به قله و منطقه پای کوه و همچنین چشم انداز بسیار زیبای سیب های سرخ و زرد و سبز آویزان از درخت ها و باغات و بالاخص هوای بسیار مطبوع منطقه که بعداز یک بارندگی ایجاد شده بود از حاشیه های زیبای برنامه صعود به قله جام و سهند بود. لازم می دونم از همراهی و همیاری تک تک بچه ها علی الخصوص آقایان محمد ابراهیمی ، رضا الیاسی ،محمود سبیلی،زیداله ایقانی نژاد و خانم سبیلی به لحاظ کمک به نظم وانجام برنامه تشکر و قدردانی نمایم. به امید صعود موفقی دیگر و انجام این صعود خدارو شکر می کنیم . پایان

 


1

2

3

4

5

6

7



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 17:32 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

صعود به قله جام و سهند   (از مسیرمراغه)

جمعه 4 مهرماه 1393

 ((جهت اعلام حضور با شماره 09353983972 هماهنگ نمایید))

اطلاعات بیشتر و تجهیزات مورد نیازدرآدرس زیر:

http://yamac.blogfa.com/1390/11

لیست اعلام حضور: محمد خلیلی نسب - بانو- عنایت ملایی- ناهیده نوظهور- زیداله ایقانی نژاد- طیبه ایزدخواه- حسین سبیلی- فریده سبیلی- بیتا فرجپور- مرتضی صارم- حمیرا صفری - ناهید صفری- روشنک هوشمند( مهمان از تهران )- رضا الیایی- محمد ابراهیمی- امیر حمیدی فر (( ظرفیت مانده 2 نفر))

عکس های برنامه



تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 7:27 | نویسنده : محمد خلیلی نسب
اهمیـت خواب و چگونـگی خوابیـدن: به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد: ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید. ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود. ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند. ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید. ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند. دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 7:10 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

فنون حرکت در کوه
صعود از کوه ورزشی توأم با راه پیمایی است که رکن و پایه اصلی آن حرکت است. آیا می توان در کوه به راحتی قدم برداشتن در خیابانهای شهر حرکت نمود؟

آیا در اینجا نیز می توان پای خود را به زمین سائیده و یا یک پای را جلوی پای دیگر قرار داده و به عبارتی سر به هوا قدم برداشت؟ مسلما خیر.

فرق عمده این است که مسیرهای کوهستانی خیلی به ندرت دارای سطح صاف و هموار است و از این جهت شخص می باید قدم های خود را کنترل و تنظیم نماید.

گامهای متعادل ار خستگی زودرس جلوگیری و انرژی شما را حفظ می نماید. در این نوع حرکت هیچ وقت نباید پای را به زمین سایید یا استخوانها و عضلات را بی جهت به حرکت درآورد. حفظ تعادل باید به صورتی عملی شود که در صورت احساس سستی زمین زیر پا٬ بلافاصله خود را به عقب کشیده و حرکات بعدی بدن را تحت کنترل درآورد. اینجاست که به اهمیت راه پیمایی صحیح در کوهستان واقف می گردیم.

عوامل موثر در راه پیمایی:

تعیین روش صحیح راه پیمایی با عوامل متعددی از جمله قدرت جسمی٬میزان بار٬مسافت و زمان در ارتباط می باشد. لذا برای راه پیمایی صحیح در مناطق گوناگون ٬ نمی توان به شرایطی واحد و یکسان دست یافت ولی عوامل اساسی و مهمی که در راه پیمایی صحیح نقش تعیین کننده ای دارد را می توان به ترتیب زیر بیان نمود

الف-سرعت راه پیمایی و تعین درستی آن

ب-اتخاذ روشی که بر اساس آن سرعت راه پیمایی تنظیم و انرژی بدن ذخیره گردد

ج-استراحت های لازم در خلال راه پیمایی

الف:سرعت راه پیمایی:

توجه به دو قسمت بدن که کنترلهای جداگانه ای را بر روی اندام اعمال می نمایند به ما کمک می کنند تا به درستی سرعت قدم زدن خود پی ببریم٬ در درجه اول ( قلب) ٬ زیرا هرکس به همان سرعتی می تواند حرکت کند که ضربان قلبش اجازه می دهد٬هنگامی که قدم برداشتن مستلزم تلاش زیاد و همراه با افزایش ضربان قلب است این امر نشاندهنده این واقعیت است که سرعت راه پیمایی زیاد است. دوم (ریه ها) ٬ چون شخص می تواند آن مقدار سرعت داشته باشد که ریه هایش اجازه می دهند٬ مسما وقتی که ریه ها با ناامیدی و تلاش زیاد دنبال هوای تازه هستند می توان نتیجه گرفت که سرعت زیاد است. وجود هریک از نشانه های فوق باعث می شود که از سرعت راه پیمایی بکاهیم. لذا به خاطر ارتباط مستقیم توان پاها در راه پیمایی با میزان ضربان قلب و تنفس ریه ها٬ معروف است که پاهای کوهنورد قلب و ریه دوم او می باشند.

سرعت در خلال راه پیمایی متغیر است. در شروع راه پیمایی مخصوصا در صبحها بهتر است که آهسته حرکت نمائیم تا بدن بتواند به خواسته های ما آگاهی یافته و همانگی در بین اعضای مختلف از جمله چشم٬پا٬قلب و ریه ایجاد گردد. بعد از مدتی راه پیمایی شخص آمادگی بیشتری یافته و با نشاط و قدرت بدنی خوبی حرکت می نماید. در واقع ارتباط چشم٬پا٬قلب و ریه به نحو مطلوبی برقرار گشته و با به جریان افتادن خون در بدن٫ عضله ها و اعصاب مربوطه نرم گشته و تحرک بیشتر و بهتری را برای عکس العمل نشان می دهند.

ب:تنظیم سرعت و ذخیره سازی انرژی:

برای آشنایی با نحوه حرکت صحیح در شیبها تصور نمایید که در پایین پلکانی با تعدادی پله ایستاده اید. برای شروع زانوهایتان را حتی المقدور به عقب متمایل نموده و مفصل زانوها را تا حد امکان باز و در یک راستای مستقیم و عمود بر زمین قرار دهید. سپس یک قدم به جلو برداشته و پای عقب را همانگونه راست و به حالت ثابت نگاه دارید. بعد از قرار دادن پا روی اولین پله پای دیگرتان را حرکت داده و قدم بعدی را بردارید. این پایی را که روی اولین پله قرار گرفته می باید به حالت راست و ثابت نگهدارید. این تعویض پاها می باید در تمام طول راه پیمایی رعایت گردد. تا بدین ترتیب سنگینی وزن شما مستقیما بر روی استخوانهای پا قرار گرفته و فشار حاصل حتی المقدور به زمین منتقل گردد. بدین ترتیب هریک از پاها در حین قدم برداشتن برای لحظه ای فرصت استراحت پیدا می کنند. بهتر است که این حرکت را بر روی پله تمرین نموده و سپس آن را در کوه نیز تجربه نمائید. در راه پیمایی گامها باید به صورت موازی برداشته شود و ابتدا کف پا و سپس پاشنه پا بر روی زمین قرار گیرد. بنابراین نباید پنجه پا را از قسمت خارجی و یا ابتدا از پاشنه آن بر روی زمین قرار داد. عضلات پا وظیفه به حرکت درآوردن اهرمها و مفصلها را به عهده دارند٬ نه تحمل سنگینی و فشار حاصله از وزن بدن٬ بدین خاطر توجه به اندازه گامها و فاصله آن با زمین در راه پیمایی بسیار موثر می باشد.

در انجام حرکات ورزشی اندازه های طبیعی بدن نقش به سزایی داشته و به تجربه ثابت شده که اندازه گامهای هر شخص در راه پیمایی برابر با اندازه طبیعی کمر وی می باشد. فاصله گامها از زمین نبایستی از قوزک پا بیشتر باشد چون در غیر اینصورت عضلات در هنگام جابجایی و قدم برداشتن انرژی بیشتری مصرف نموده و زودتر خسته و ناتوان می گردند. دقت بر مسیر راه پیمایی از طریق چشم بسیار حائز اهمیت است و نمی تواند به صورت یک عادت و عمل عادی درآید. کوهستان محیطی است که تحت تاثیر نیروهای طبیعی فراوانی قرار دارد و به عنوان مثال مسیری که یک بار قبلا تجربه کرده ایم ممکن است بر اثر ریزش کوه٬ جاری شدن سیل٬ فرود آمدن بهمن و ده ها عوارض دیگر دگرگون شود. نادیده گرفتن نکات یاد شده فوق ممکن است باعث صدمه دیدن عضلات و مفاصل گردد.

ج:استراحت در خلال راه پیمایی:

در طول ساعات اولیه روز وقتی که هنوز بدن خسته نشده توقفها باید خیلی کم و کوتاه باشد. برای استراحت کنندگان بهتر است در حالت ایستاده قرار گیرند و با تکیه بر یک درخت یا تخته سنگ کوله را از دوش خود بردارند و روپوش به تن کنند و تنفس عمیق انجام دهند و در طول ساعات بعدی راه پیمایی بدن نیازمند استراحت کاملتر است و در این حال راه پیمایان می توانند در یک جای مناسب نشسته و درحالیکه پاها صاف و کشیده بر روی زمین قرار دارد٬ شخص می تواند خوردنی و نوشیدنی از نوع قندی میل نماید. از نظر روانی بهتر است که در بالای شیب استراحت نمایید نه در پایین آن و سعی کنید محلی را انتخاب نمایید که مشرف به مناظر خوبی باشد و امکان عکس برداری را برای شما فراهم سازد.انجام این کار فکر شما را از پاها و عضلات خسته تان باز می دارد. در مناطق مشرف به باد استراحت ننمایید چون وزش باد و هوای سرد عضلات شما را به سرعت می بندد.



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 7:22 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

قلعه بابک

صعود به قلعه از مسیر هتل بابک و فرود از مسیر جنگل

(یک روزه)

حرکت 5 صبح روز جمعه مورخه 21/06/93

مشاهده اطلاعات بیشتر

****** دژ بابک در پنجاه کیلومتری شمال شهرستان اهر در استان آذربایجان شرقی و در ارتفاعات غرب رود بزرگ قره سو قرار دارد؛ منطقه ای که به نام کلیبر معروف است. دژ تسخیر ناپذیر بابک اینجا بر فراز قله کوهستانی با ارتفاع 2700 از سطح دریا است. قلعه بابک که به نام های قلعه بابک، دژ بابک، بذ و قلعه جمهور هم معروف است، مقر سردار ایرانی بابک خرم دین بوده که در هنگام قیام علیه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شده است. راه کلیبر تا قلعه سه کیلومتر است، سختی راه و ابهت این قلعه بلند و مستحکم و موقعیت آن، بیننده را به اعجاب وامی دارد. راه قلعه، گردنه ها و گذرگاه های خطرناکی دارد. پیش از رسیدن به دروازه قلعه باید از دالانی گذشت که از سنگ های منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور یک نفر را دارد. فاصله این معبر تا قلعه دویست متر است. این گونه ورود هر تازه وارد و سپاهی از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رویت و ورود لشکریان انبوه غیر ممکن بوده است. ورود تنها از دروازه اصلی ممکن است و از کوهستان امکان وارد شدن به قلعه وجود ندارد. با گذر از دروازه ورودی و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسیدن به دژ اصلی باید از گذرگاهی باریک که حدود 100 متر است صعود از ارتفاع را نیز به همراه دارد گذشت تا به مدخل ورودی قلعه رسید، مسیری صعب العبور که از یک سمت مشرف به دره ای است با جنگل های تنک و ژرفایی در حدود 400 متر که به صورت تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد. در دیوارها جایگاه دیده بان ها به صورت نیمه استوانه دیده می شود که می توان هر جنبنده ای را از کیلومترها دورتر زیر نظر گرفت. موقعیت استقرار بنا بر فراز قله به گونه ای ست که بیست نفر سپاهی می توانستند مانع هجوم یک سپاه صد هزار نفری شوند. برای ورود به دژ اصلی باید از پلکان هایی نامنظم عبور کرد. چهارسوی ورودی دژ، با دو ستون کاذب مشخص شده است. بنای دژ، دو و سه طبقه است. اطراف تالار اصلی را هفت اتاق فراگرفته است. در شرق دژ، آب انبارها با طاق جناغی و گهواره ای ساخته شده اند تا بتوانند آب ساکنان دژ را به هنگام محاصره تامین کنند. در شمال غربی، پلکان هایی سرتاسری بوده که اکنون بخش هایی از آن باقی مانده و تنها راه صعود به بخش های مرتفع تر است. روش چفت و بست سنگ ها و نوع ملات ساروج و اندود دیوارها از گچ و خاک قدمت دژ را به روزگار اشکانیان و ساسانیان می رساند. این دژ در قرن های دوم و سوم و تا چند قرن پس از آن مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته و تغییراتی در آن انجام یافته است. اشیای سفالین و لعاب خورده یک دوره استقرار تا اوایل قرن هفتم هجری را نشان می دهد. سکه های مسی کشف شده نیز مربوط به اتابکان آذربایجان و هزارسیبان در قرن ششم و هفتم هجری است. قلعه بابک به سال 1345 با شماره 623 در فهرست آثار ملی، تاریخی و فرهنگی ایران به ثبت رسیده است.

گزارش برنامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 7:37 | نویسنده : محمد خلیلی نسب

تغذیه در ارتفاع

اصول و مباني:
برخي از اصول تغذيه در ارتفاع، در شرايط محيطي ديگر به ويژه در سرما نيز برقرارند. مهمترين اين اصول چنينند:

1. افزايش دفعات و كاهش حجم وعده هاي غذا
2. تكيه بر مواد قندي به عنوان بهترين منبع انرژي
3. پذيرش خوردن و آشاميدن به عنوان يك وظيفه
4. مصرف مايعات قندي فراوان
5. مصرف كامل ترين و مفصل ترين وعده غذا پس از پايان فعاليت
6. مصرف مواد كم حجم و پرانرژي
7. رعايت تنوع در برنامه ريزي غذايي
8. بهره گيري از چانشي هاي مغذي و اشتها آور

روشن است كه تغذيه در ارتفاع با تغذيه در سرما وجوه اشتراك بيشتري دارد زيرا با هر هزار متر افزايش ارتفاع، حدود هفت درجه از دماي محيط كاسته مي شود. پس سرما و ارتفاع، همراهان هميشگي يكديگرند.

علاوه بر اين اصول مشترك، تغذيه در ارتفاعات ويژگي هايي دارد كه ناشي از تفاوت هاي ارتفاع بالا با محيط هاي كم ارتفاع يا هم سطح درياست، ويژگي هاي مهم ارتفاع را مي توان چنين برشمرد:

1. سرما: كه منجر به لرزيدن شده نياز به مواد قندي را افزايش مي دهد.
2. دشواري كار: كه آن نيز نياز به انرژي و مواد قندي را افزايش مي دهد.
3. خشكي هوا: كه منجر به كم آبي شده نياز به مايعات را افزايش مي دهد. از سوي ديگر كم آبي منجر به كم اشتهايي و كاهش غذاي دريافتي مي گردد.
4. كوه گرفتگي: كه موجب بي اشتهايي وكاهش غذاي دريافتي مي شود و براي پيشگيري و درمان آن بايد مصرف مايعات و قندها را افزايش داد.
5. كمبود اكسيژن: كه هم موجب كم اشتهايي و كاهش دريافت غذا شده هم در سوختن چربي ها اختلال ايجاد مي كند و مصرف بيشتر قندها را ايجاب مي نمايد.

كوه گرفتگي و تغذيه:
حضور ناگهاني در ارتفاع بالاي سه هزار متر غالبا با كوه گرفتگي همراه است كه علامت هايي چون سردرد، بي اشتهايي، تهوع، استفراغ و كسالت دارد. بهترين راه پيشگيري از كوه گرفتگي، هم هوايي تدريجي است كه موجب پيدايش مجموعه اي از سازگاري هاي كاركردي مي گردد تا فرد بتواند با كمترين علايم جسمي به تلاش شديد دست بزند. كوه گرفتگي علاوه بر علامت هاي جسمي، بر رفتار و كارايي نيز تاثير مي گذارد. بيماري تا 48 ساعت پس از حضور در ارتفاع شدت مي يابد و سپس فروكش مي كند. متاسفانه اين دو روز در بسياري از صعودها اهميت حياتي دارد.
در نخستين مرحله حضور در ارتفاع، افزايش سوخت و ساز پايه از يك سو و كاهش مصرف غذا از سوي ديگرموجب مي شود كه حتي با فعاليت معمولي، فرد دچار كمبود انرژي گردد. ضمن صعود سريع به ارتفاعات، مصرف غذا 10 تا 50 درصد كاهش مي يابد كه ميزان دقيق آن به ويژگي هاي شخصي و سرعت صعود بستگي دارد. كمبود اكسيژن نيز عامل مهمي براي كاهش اشتها، كاهش مصرف غذا و كاهش وزن ناشي از آن است. مصرف غذاي كافي در ارتفاع تنها با گزينش رژيم مناسب و غذا خوردن بدون توجه به اشتها امكان دارد.

دارو درماني تاثير چنداني بر كوه گرفتگي ندارد ولي رژيم سرشار از مواد قندي و مايعات فراوان بسيار موثر است. اين رژيم را بايد پيش از حضور در ارتفاع آغاز كرده ضمن صعود ادامه داد تا رفتار و كارايي كوه نورد را بهبود بخشد. مصرف قند در ارتفاع علاوه بر تامين انرژي به برقراري تعادل پروتئين نيز كمك مي كند. ضمنا مصرف قندها در ارتفاع، استقامت بلند مدت را نيز افزايش مي دهد كه علت آن افزايش اكسيژن خون و عقب افتادن تخليه گليكوژن ماهيچه است. از سوي ديگر اكسيداسيون قندها در مقايسه با چربي ها با اكسيژن كمتري نياز دارد.
همه اين مطالب نشان مي دهند كه در ارتفاع و شرايط كمبود اكسيژن، قندها منبع انرژي موثرتر، مناسب تر و كارآمدتري هستند.
از ميان ويتامين ها و كاني ها، نياز به مواد آنتي اكسيدان مانند ويتامين – اي در ارتفاع افزايش مي يابد.
آنتي اكسيدان ها مي توانند گردش خون و كارايي كوه نورد را بهبود بخشند. زيرا جلو پراكسيداسيون چربي هاي غشاي ياخته را مي گيرند و از تخريب گلبول هاي قرمز در اثر شكنندگي پيشگيري مي كنند.
از آنجايي كه حضور در ارتفاع روند خون سازي را تشديد مي كند، نياز بدن به آهن نيز افزايش مي يابد. البته آهن موجود در غذاي معمول براي آقايان كافي است ولي بهتر است خانم هاي كوه نورد از حدود سه هفته پيش از حضور در ارتفاع به مدت شش هفته آهن مكمل مصرف نمايند.

برگرفته از کتاب تغذیه در کوهستان ( از الفبا تا هیمالیا )

تألیف دکتر ابوالفضل جوادی